الأنعام
وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ 55
سلام بر مؤمنان!
بعضى معتقدند: آیه نخست درباره کسانى نازل شده که در آیات قبل، پیامبر(صلى الله علیه وآله) مأمور شد از طرد آنها خوددارى کند، و آنها را از خود جدا نسازد.
و بعضى معتقدند: درباره جمعى از گناهکاران بوده است که نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله)آمدند و اظهار داشتند ما گناهان زیادى کرده ایم و پیامبر(صلى الله علیه وآله) سکوت کرد تا آیه فوق نازل شد.
اما شأن نزول آن هر چه باشد، شک نیست که مفهوم آیه یک معنى کلّى و وسیع است و همه را شامل مى شود; زیرا نخست به صورت یک قانون کلّى به پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور مى دهد که تمام افراد با ایمان را هر چند گناهکار باشند، نه تنها طرد نکند، بلکه بپذیرد، چنین مى فرماید:
«هر گاه کسانى که به آیات ما ایمان آورده اند به سراغ تو بیایند، به آنها بگو: سلام بر شما»! (وَ إِذا جاءَکَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ).
این سلام ممکن است از ناحیه خدا و به وسیله پیامبر(صلى الله علیه وآله) بوده باشد، و یا مستقیماً از ناحیه خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) و در هر حال دلیل بر پذیرا شدن، استقبال کردن و تفاهم و دوستى با آنها است.
در جمله دوم اضافه مى کند: به آنها بگوید: «پروردگار شما رحمت را بر خود فرض کرده است» (کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ).
«کَتَبَ» که از ماده «کتابت» به معنى نوشتن است، در بسیارى از موارد کنایه از الزام، ایجاب و تعهّد مى باشد; زیرا یکى از آثار نوشتن، مسلّم شدن و ثابت ماندن چیزى است.
و در جمله سوم که در حقیقت توضیح و تفسیر رحمت الهى است، با تعبیرى محبت آمیز چنین مى فرماید: «هر کس از شما کارى از روى جهالت انجام دهد، سپس توبه کند و اصلاح و جبران نماید، خداوند آمرزنده و مهربان است» (أَنـَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهالَة ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنـَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ).
همان طور که سابقاً گفته ایم:(1) منظور از «جهالت» در این گونه موارد، همان غلبه و طغیان شهوت است که انسان نه از روى دشمنى و عداوت با حق، بلکه به خاطر غلبه هوا و هوس آن چنان مى شود که فروغ عقل و کنترل شهوت را از دست مى دهد، چنین کسى با این که: عالم به گناه و حرام است اما چون علمش تحت الشعاع هوا و هوس واقع شده، به آن «جهل» اطلاق گردیده، مسلّماً چنین کسى در برابر گناه خود مسئول است، اما چون از روى عداوت و دشمنى نبوده، سعى و کوشش مى کند اصلاح و جبران کند.
در حقیقت آیه فوق به پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور مى دهد: هیچ فرد با ایمانى را از هر طبقه و نژاد و در هر شرائطى بوده باشد، نه تنها از خود نراند، که آغوش خویش را یکسان به روى همه بگشاید، حتى اگر کسانى آلوده به گناهان زیاد باشند، آنها را نیز بپذیرد و اصلاح کند.
* * *
و در آیه بعد، براى تأکید مطلب مى فرماید: «ما آیات، نشانه ها و دستورات خود را این چنین روشن و مشخص مى کنیم، تا هم راه حق جویان و مطیعان آشکار گردد و هم راه گنه کاران لجوج و دشمنان حق» (وَ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الآیاتِ وَ لِتَسْتَبینَ سَبیلُ الْمُجْرِمینَ).(2)
روشن است: منظور از مجرم، در آیه فوق هر گناهکارى نیست; زیرا پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این آیه مأموریت پیدا مى کند گناهکاران را در صورتى که به سوى او بیایند هر چند اعمال خلافى از روى نادانى انجام داده باشند، بپذیرد.
بنابراین، منظور از مجرم، همان گناهکاران لجوج و سرسختى هستند که با هیچ وسیله تسلیم حق نمى شوند.
یعنى بعد از این دعوت عمومى و همگانى به سوى حق ـ حتى دعوت از گناهکارانى که از کار خود پشیمانند ـ راه و رسم مجرمان لجوج و غیر قابل انعطاف کاملاً شناخته خواهد شد.
* * *
1 ـ تفسیر «نمونه»، جلد 3، ذیل آیه 17 سوره «نساء».
2 ـ در حقیقت جمله «وَ لِتَسْتَبینَ...» عطف بر جمله محذوفى است که به قرینه مقابله فهمیده مى شود، یعنى: وَ لِتَسْتَبینَ سَبیلُ الْمُؤْمِنِیْنَ الْمُطِیْعِیْنَ و وَ لِتَسْتَبینَ سَبیلُ الْمُجْرِمینَ: «تا راه ایمان آورندگان مطیع و راه گناهکاران هر دو آشکار گردد».