الأنعام
قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَىٰ أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ ۗ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ 65
عذاب هاى رنگارنگ
در آیات قبل، ضمن بیان توحید فطرى در حقیقت یک نوع تشویق و اظهار محبت به بندگان شده بود که چگونه خداوند به هنگام شدائد و مشکلات آنها را در پناه خود مى پذیرد، و به خواسته هاى آنها ترتیب اثر مى دهد.
در این آیه، براى تکمیل طرق مختلف تربیتى، روى مسأله تهدید به عذاب و مجازات الهى تکیه شده، یعنى همان طور که خداوند ارحم الراحمین و پناه دهنده بى پناهان است، همچنین در برابر طغیانگران و سرکشان، قهّار و منتقم نیز مى باشد.
در این آیه، به پیامبر دستور داده شده است: مجرمان را به سه نوع مجازات تهدید کند:
عذاب هائى از طرف بالا.
عذاب هائى از طرف پائین.
و مجازات اختلاف کلمه و بروز جنگ و خون ریزى، لذا مى فرماید:
«بگو: خداوند قادر است که مجازاتى از طرف بالا یا از طرف پائین بر شما بفرستد» (قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ).
«و یا این که شما را به صورت دسته هاى پراکنده به یکدیگر مخلوط کند و طعم جنگ و خون ریزى را به بعضى به وسیله بعضى دیگر بچشاند» (أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ یُذیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْض).
و در پایان آیه اضافه مى کند: «بنگر که چگونه نشانه ها و دلائل مختلف را براى آنها بازگو مى کنیم شاید درک کنند و به سوى حق بازگردند» (أُنـْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الآیاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ).
* * *
نکته ها:
1 ـ منظور از «عذاب از طرف بالا و از طرف پائین» چیست؟
در این که منظور از «عذاب» از طرف «بالا» و «پائین» چیست؟ در میان مفسران گفتگو است، ولى ظاهر این است که: این دو کلمه (فوق و تحت) معنى بسیار وسیعى دارند، هم طرف بالا و پائین حسى را شامل مى شوند.
یعنى هم مجازات هائى مانند صاعقه ها، رگبارهاى خطرناک و طوفان ها از طرف بالا، و هم زلزله ها و شکاف هاى ویرانگر زمینى و طغیان رودها و دریاها از طرف پائین، را در بر مى گیرد.
و نیز عذاب هاى دردناکى را که از طرف طبقه حکّام و قشرهاى بالاى اجتماع بر سر بعضى از ملت ها فرو مى ریزد، و ناراحتى ها و شکنجه هائى که از طرف بعضى از کارگران وظیفه نشناس دامنگیر مردم مى شود که گاهى کمتر از عذاب هاى دسته اول نیست، هر دو قسمت را شامل مى گردد.
همچنین ممکن است سلاح هاى جنگى مخوف عصر ما که از هوا و زمین زندگانى بشر را به صورت وحشتناکى در هم مى کوبد و در مدت کوتاهى آبادترین شهرها را از طریق بمباران هاى هوائى و حمله هاى زمینى و مین گذارى ها و زیر دریائى ها تبدیل به تل خاکسترى مى کند در مفهوم وسیع آیه داخل باشد.
* * *
2 ـ اختلاف، عامل بدبختى ملت ها
«یَلْبِسَکُم» از ماده «لَبْس» (بر وزن حبس) به معنى اختلاط و به هم آمیختن است نه از ماده «لُبْس» (بر وزن قرص) به معنى لباس پوشیدن.
بنابراین، معنى جمله چنین مى شود: او مى تواند شما را به صورت گروه ها و دسته هاى مختلف به هم بیامیزد.(1)
و این تعبیر، نشان مى دهد که مسأله اختلاف کلمه و پراکندگى در میان جمعیت، به قدرى خطرناک است که در ردیف عذاب هاى آسمانى، صاعقه ها و زلزله ها قرار گرفته است، و راستى چنین است، بلکه گاهى ویرانى هاى ناشى از اختلاف و پراکندگى به درجات بیشتر از ویرانى هاى ناشى از صاعقه ها و زلزله ها است.
کراراً دیده شده است کشورهاى آباد، در سایه شوم نفاق و تفرقه به نابودى مطلق کشیده شده اند و این جمله هشدارى است به همه مسلمانان جهان!
این احتمال نیز در تفسیر این جمله وجود دارد که: خداوند در برابر عذاب هاى آسمانى و زمینى دو عذاب دیگر را بیان کرده:
یکى اختلاف عقیده و فکر (که در حقیقت همانند مجازات هاى از طرف بالا است).
و دیگر اختلاف هاى در ناحیه عمل و روش هاى اجتماعى که منجر به جنگ و خونریزى مى شود (که شبیه مجازات هاى از طرف پائین است).
بنابراین، به چهار نوع مجازات طبیعى، و دو نوع مجازات اجتماعى در آیه اشاره شده است.
* * *
3 ـ سوء اعمال و مجازات
اشتباه نشود این که: آیه مورد بحث مى گوید: خداوند تفرقه در میان شما بیفکند، نه به این معنى است که خداوند بى جهت مردم را گرفتار نفاق و اختلاف مى کند.
بلکه این نتیجه اعمال سوء مردم، خودخواهى ها، خودپرستى ها و سودجوئى هاى شخصى است که نتیجه آن به صورت نفاق و تفرقه بروز مى کند، و نسبت دادن آن به خدا به خاطر آن است که او چنین اثرى را در این اعمال زشت قرار داده است.
* * *
4 ـ انحرافات جوامع اسلامى و سرنوشت شوم!
با توجه به این که: روى سخن در این آیات به مشرکان و بت پرستان است چنین نتیجه مى گیریم: یک جامعه مشرک که از مسیر توحید و یکتاپرستى منحرف شده است هم گرفتار ظلم و ستم طبقات بالا، و هم وظیفه نشناسى طبقات پائین، هم اختلاف عقیده و هم کشمکش هاى خونین اجتماعى مى شود.
همان طور که جوامع مادّى دنیاى امروز که تنها در برابر بت صنعت و ثروت سجده مى کنند گرفتار تمام این بلاهاى بزرگ هستند و در میان آن دست و پا مى زنند.
ملت هائى نیز سراغ داریم که دم از توحید و خداپرستى مى زنند، ولى عملاً مشرک و بت پرست مى باشند، چنین ملت هائى نیز به همان سرنوشت مشرکان گرفتار خواهند شد.
این که در بعضى از روایات مى خوانیم: امام باقر(علیه السلام) فرمود:
کُلُّ هذا فِى أَهْلِ الْقِبْلَةِ: «همه این کیفرها در مسلمانان واقع مى شود».(2)
ممکن است اشاره به همین باشد، یعنى هر گاه مسلمانان از مسیر توحید انحراف یابند، خود خواهى و خودپرستى، جاى اخوت اسلامى را بگیرد، منافع شخصى بر منافع عمومى مقدم گردد و هر کس به فکر خویشتن باشد و دستورات خداوند به دست فراموشى سپرده شود، آنها نیز گرفتار چنین سرنوشتى خواهند شد!
* * *
1 ـ «شیعاً» جمع «شیعه» به معنى گروه است.
2 ـ «بحار الانوار»، جلد 9، صفحه 205 و جلد 52، صفحه 182 ـ تفسیر «على بن ابراهیم قمى»، جلد 1، صفحه 204، مؤسسه دار الکتاب، 1404 هـ ق ـ تفسیر «صافى»، جلد 2، صفحه 127، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق ـ «نورالثقلین»، جلد 1، صفحه 724، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ «المیزان»، جلد 7، صفحه 149، انتشارت جامعه مدرسین قم.