الواقعة

هَٰذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ 56

51ثُمَّ إِنَّکُمْ أَیُّهَا الضّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ

52لَآکِلُونَ مِنْ شَجَر مِنْ زَقُّوم

53فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ

54فَشارِبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْحَمِیمِ

55فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِیمِ

56هذا نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ

 

ترجمه:

51 ـ «سپس شما اى گمراهان تکذیب کننده!

52 ـ قطعاً از درخت زقّوم مى خورید.

53 ـ و شکمها را از آن پر مى کنید.

54 ـ و روى آن از آب سوزان مى نوشید.

55 ـ و همچون شتران مبتلا به بیمارى عطش، از آن مى آشامید!

56 ـ این است وسیله پذیرائى از آنها در قیامت»!

 
تفسیر:

بخش دیگرى از مجازاتهاى این مجرمان گمراه

این آیات، همچنان ادامه بحثهاى مربوط به کیفرهاى «اصحاب الشمال» است، آنها را مخاطب ساخته، چنین مى گوید: «سپس شما اى گمراهان تکذیب کننده» (ثُمَّ إِنَّکُمْ أَیُّهَا الضّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ).

 

* * *

«از درخت زقوم مى خورید» (لَآکِلُونَ مِنْ شَجَر مِنْ زَقُّوم).(1)

* * *

«و شکمهاى خود را از آن پر مى کنید» (فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ).

در آیات گذشته تنها از محیط زندگى «اصحاب الشمال» (دوزخ) سخن به میان آمده بود.

اما در اینجا، سخن از مأکول و مشروب آنها است، که درست از این نظر نیز نقطه مقابل «مقربان» و «اصحاب الیمین» مى باشند.

قابل توجه این که، مخاطب در این آیات «گمراهان تکذیب کننده اند»، آنهائى که علاوه بر گمراهى و ضلال، داراى روح عناد و لجاج در مقابل حقّند، و پیوسته به این کار ادامه مى دهند.

«زقوم» چنان که قبلاً نیز گفته ایم، گیاهى است تلخ و بد بو و بد طعم، و شیره اى دارد که وقتى به بدن انسان مى رسد ورم مى کند، و گاه به هر نوع غذاى تنفر آمیز دوزخیان گفته شده است.(2)

تعبیر به «فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ» اشاره به این است: آنها نخست گرفتار حالت گرسنگى شدید مى شوند، به گونه اى که حریصانه از این غذاى بسیار ناگوار مى خورند، و شکمها را پر مى کنند.

* * *

هنگامى که از این غذاى ناگوار خوردند تشنه مى شوند، اما نوشابه آنها چیست؟ قرآن مى گوید: «شما روى آن غذاى ناگوار از آب سوزان مى نوشید»! (فَشارِبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْحَمِیمِ).(3)

* * *

«و چنان حریصانه مى نوشید، همانند نوشیدن شترانى که به بیمارى استسقا مبتلا شده اند» (فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِیمِ).

شترى که مبتلا به این بیمارى مى شود، آنقدر تشنه مى گردد، و پى در پى آب مى نوشد تا هلاک شود، آرى، این است سرنوشت «ضالون مکذبون» در قیامت.

«حَمِیم» به معنى «آب فوق العاده داغ و سوزان» است، لذا به دوستان گرم و پر محبت «ولىّ حمیم» مى گویند، «حمّام» نیز از همین ماده مشتق شده است.

«هِیْم» (بر وزن میم) جمع «هائم» (و بعضى آن را جمع «اهیم» و «هیماء» مى دانند) در اصل از «هیام» (بر وزن فرات) به معنى «بیمارى عطش» است که به شتر عارض مى شود، این تعبیر در مورد عشقهاى سوزان، و عاشقان بیقرار نیز به کار مى رود .

بعضى از مفسران «هِیم» را به معنى زمینهاى شنزار مى دانند که، هر قدر آب روى آن بریزند در آن فرو مى رود، و گوئى هرگز سیراب نمى شود!

* * *

و در آخرین آیه مورد بحث، بار دیگر اشاره به این طعام و نوشابه کرده، مى گوید: «این است وسیله پذیرائى از آنها در روز قیامت»! (هذا نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ).

و این در حالى است که «اصحاب الیمین» در سایه هاى بسیار لطیف و پر طراوت آرمیده اند، و از بهترین میوه ها و چشمه هاى آب گوارا، و شراب طهور،

مى نوشند و سرمست از عشق خدا هستند، «ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا»؟!

واژه «نُزُل» چنان که قبلاً گفته ایم، به معنى وسیله اى است که با آن از میهمان عزیزى پذیرائى مى کنند، و گاه به اولین طعام یا نوشیدنى که براى میهمان مى آورند، اطلاق مى شود، بدیهى است دوزخیان نه میهمانند، و نه «زقوم» و «حمیم» وسیله پذیرائى محسوب مى شود، بلکه این یک نوع طعنه بر آنها است، تا حساب کنند وقتى پذیرائى آنها چنین باشد، واى به حال مجازات و کیفر آنان!

* * *

 

 


1 ـ «مِن» در «مِنْ شَجَر» تبعیضیه است و در «مِنْ زَقُّوم» بیانیه.

2 ـ «مجمع البحرین»، «مفردات راغب»، «لسان العرب» و تفسیر «روح المعانى».

3 ـ قابل توجه این که، در آیه قبل، ضمیر مؤنث (منها) به «شجر من زقوم» باز مى گردد و در این آیه، ضمیر مذکر (علیه); چرا که «شجر» هم به معنى مذکر و هم مؤنث به کار مى رود و همچنین «ثمر» (مجمع البیان، ذیل آیات مورد بحث).