الملك
قُلْ هُوَ الرَّحْمَٰنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا ۖ فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ 29
28قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَهْلَکَنِیَ اللّهُ وَ مَنْ مَعِیَ أَوْ رَحِمَنا فَمَنْ یُجِیرُ الْکافِرِینَ مِنْ عَذاب أَلِیم
29قُلْ هُوَ الرَّحْمنُ آمَنّا بِهِ وَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْنا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِی ضَلال مُبِین
30قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماء مَعِین
ترجمه:
28 ـ بگو: «به من خبر دهید اگر خداوند مرا و تمام کسانى را که با من هستند هلاک کند، یا مورد ترحم قرار دهد، چه کسى کافران را از عذاب دردناک پناه مى دهد»؟!
29 ـ بگو: «او خداوند رحمان است، ما به او ایمان آورده و بر او توکّل کرده ایم; و به زودى مى دانید چه کسى در گمراهى آشکار است»!
30 ـ بگو: «به من خبر دهید اگر آب هاى (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه کسى مى تواند آب جارى و گوارا در دسترس شما قرار دهد»؟!
تفسیر:
چه کسى آب جارى در اختیار شما قرار مى دهد؟
آیات فوق که آخرین آیات سوره «ملک» است، و همه با کلمه «قُلْ» خطاب به پیامبر(صلى الله علیه وآله) شروع مى شود، ادامه بحث هائى است که در آیات قبل با کفار شده، که جنبه هاى دیگرش در این آیات، منعکس است.
نخست، به آنها که غالباً انتظار مرگ پیامبر(صلى الله علیه وآله) و یارانش را داشتند و گمان مى کردند، با مرگ وى آئین او برچیده مى شود، و همه چیز پایان مى گیرد (و غالب دشمنان شکست خورده درباره رهبران راستین، همیشه همین انتظار را دارند) مى فرماید: «بگو اگر خداوند مرا و تمام کسانى که با من هستند، هلاک کند، یا مورد ترحم قرار دهد چه کسى کافران را از عذاب دردناک پناه مى دهد»؟ (قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَهْلَکَنِیَ اللّهُ وَ مَنْ مَعِیَ أَوْ رَحِمَنا فَمَنْ یُجِیرُ الْکافِرِینَ مِنْ عَذاب أَلِیم).
در بعضى از روایات آمده است: کافران «مکّه»، پیامبر(صلى الله علیه وآله) و مسلمانان را نفرین مى کردند و تقاضاى مرگ او را داشتند، به گمان این که اگر آن حضرت از دنیا برود، دعوتش نیز برچیده مى شود، آیه فوق نازل شد و به آنها پاسخ داد.
شبیه همین معنى در آیه 30 سوره «طور» آمده است، آنجا که مى گوید: أَمْ یَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَیْبَ الْمَنُونِ: «آنها مى گویند محمّد شاعرى است که انتظار مرگش را مى کشیم»!
غافل از این که: «مصطفى» را الطاف حق وعده داده: گر بمیرد، نمیرد نام حق.
آرى، وعده پیروزى این آئین و سیطره آن را بر تمام جهان، به او داده است، و حیات و مرگ پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) چیزى را تغییر نمى دهد.
بعضى تفسیر دیگرى براى این آیه ذکر کرده اند: به پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: بگو: ما با داشتن ایمان به خدا، میان خوف و رجا هستیم، شما درباره خود چه مى اندیشید؟!
ولى، تفسیر اول صحیح تر به نظر مى رسد.
* * *
و در ادامه همین سخن مى افزاید: «به آنها بگو او خداوند رحمان است، ما به او ایمان آورده ایم، و توکل کرده ایم، و به زودى مى دانید چه کسى در گمراهى آشکار است» (قُلْ هُوَ الرَّحْمنُ آمَنّا بِهِ وَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْنا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِی ضَلال مُبِین).
یعنى، ما اگر به خدا ایمان آورده ایم، و او را ولىّ، وکیل و سرپرست خود برگزیده ایم، دلیلش روشن است، او خداى رحمان است، رحمت عامش همه جا رسیده، فیض انعامش دوست و دشمن را فرا گرفته، و نگاهى کوتاه به جهان هستى و صفحه زندگى، شاهد این مدعا است، اما معبودهاى شما چه کارى کرده اند؟!
گر چه، ضلال و گمراهى شما همین جا آشکار است، ولى در آخرت براى شما روشن تر خواهد شد، و یا در همین دنیا، به هنگامى که اسلام با امدادهاى الهى، بر لشکر کفر پیروز مى گردد، پیروزى معجزه آساى حقیقت، روشن تر خواهد گشت.
این آیه، در حقیقت نوعى دلدارى به پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) و مؤمنان است که، تصور نکنند در این مبارزه گسترده حق و باطل تنها هستند، بلکه، خداوند بخشنده مهربان، یار و یاور آنها است.
* * *
در آخرین آیه، به عنوان ذکر یک مصداق از رحمت عام خداوند، که بسیارى از مردم از آن غافلند، مى گوید: «به آنها بگو به من خبر دهید اگر آب هاى مورد استفاده شما در زمین فرو رود چه کسى مى تواند آب جارى در دسترس شما قرار دهد»؟! (قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماء مَعِین).
مى دانیم: زمین از دو قشر مختلف تشکیل شده: «قشر نفوذپذیر» که آب در آن فرو مى رود، و در زیر آن «قشر نفوذناپذیر» است که، آب را در آنجا نگاه مى دارد، تمام چشمه ها، چاه ها و قنات ها از برکت این ترکیب خاص به وجود آمده; زیرا اگر تمام روى زمین تا اعماق زیاد، قشر نفوذپذیر بود، آب ها چنان در زمین فرو مى رفتند که، هرگز دست کسى به دامانشان نمى رسید، و اگر همه، نفوذناپذیر بودند، آب ها روى زمین مى ایستادند و تبدیل به باتلاق مى شدند، یا به زودى به دریاها مى ریختند، و به این ترتیب، تمام ذخائر زیر زمینى آب از دست مى رفت.
این، نمونه کوچکى از رحمت عام خدا است که، مرگ و حیات انسان سخت با آن گره خورده است.
«مَعِین» از ماده «معن» (بر وزن طعن) به معنى جریان آب است، و گاه گفته اند از «عین» گرفته شده، و «میم» آن زائده است، لذا بعضى از مفسران «معین» را به معنى آبى گرفته اند که، با چشم دیده مى شود، هر چند جارى نباشد.
ولى، بیشتر آن را به همان معنى آب جارى تفسیر کرده اند.
گر چه، آب نوشیدنى منحصر به آب جارى نیست، ولى بدون شک، آب هاى جارى، بهترین نوع آنها محسوب مى شوند، خواه به صورت چشمه ها باشد، یا نهرها و یا قنات و چاههاى جوشان.
بعضى از مفسران نقل کرده اند: یکى از کفار، هنگامى که این آیه را شنید که مى گوید: «اگر آب هاى مورد استفاده شما در زمین فرو رود، چه کسى آب جارى در اختیار شما مى گذارد»؟
گفت: رِجالٌ شِدادٌ وَ مَعاوِلُ حِداد! «مردان قوى پنجه و کلنگ هاى تیز، آب را از اعماق زمین بیرون مى کشند»!
اما، شب خوابید، آب سیاه چشمان او را فرا گرفت، در این حال، صدائى شنید که مى گوید: «آن مردان قوى پنجه و کلنگ هاى تیز را بیاور تا این آب را از چشم تو بیرون کشند»!
اما، امروز مى دانیم اگر قشر «نفوذناپذیر» زمین از میان برود، هیچ انسان قوى پنجه، و هیچ کلنگ تیزى نمى تواند آبى استخراج کند.(1)
* * *
نکته:
در روایاتى که از ائمه اهل بیت(علیهم السلام) به ما رسیده، آیه اخیر به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) و عدل جهان گستر او تفسیر شده است، از جمله، در حدیثى، از امام باقر(علیه السلام) در تفسیر این آیه مى خوانیم:
نُزِلَتْ فِى الاِْمامِ الْقائِمِ(علیه السلام) یَقُولُ إِنْ أَصْبَحَ إِمامُکُمْ غائِباً عَنْکُمْ، لاتَدْرُونَ أَیْنَ هُوَ؟ فَمَنْ یَأْتِیْکُمْ بِإِمام ظاهِر یَأْتِیْکُمْ بِأَخْبارِ السَّمواتِ وَ الاْ َرْضِ، وَ حَلالِ اللّهِ وَ حَرامِهِ، ثُمَّ قالَ: وَ اللّهِ ما جاءَ تَأْوِیْلُ هذِهِ الاْ یَةِ، وَ لابُدَّ أَنْ یَجِىءَ تَأْوِیْلُها:
«این آیه درباره امامى نازل شده است که، قیام به عدل الهى مى کند، (حضرت مهدى(علیه السلام)) مى گوید: اگر امام شما پنهان گردد، و ندانید کجاست؟ چه کسى براى شما امامى مى فرستد، که اخبار آسمان ها و زمین، و حلال و حرام خدا را براى شما شرح دهد».
سپس فرمود: «به خدا سوگند، تأویل این آیه هنوز نیامده و سرانجام خواهد آمد».(2)
روایات در این زمینه فراوان است، باید توجه داشت که، همه، از باب «تطبیق» است، و به تعبیر دیگر، ظاهر آیه مربوط به آب جارى است، که مایه حیات موجودات زنده است، و باطن آیه، مربوط به وجود امام، علم و عدالت جهان گستر او است، که آن نیز مایه حیات جامعه انسانى است.
بارها گفته ایم: آیات قرآن معانى متعدد، ظاهر و باطن دارد، ولى این نکته را نیز مؤکداً تکرار مى کنیم: پى بردن به بطون آیات، جز براى پیامبر و امام معصوم ممکن نیست، و هیچ کس حق ندارد چیزى به عنوان باطن آیه از پیش خود مطرح کند، آنچه ما مى گوئیم، مربوط به ظواهر آیات است، و آنچه مربوط به بطون آیات است، فقط باید از معصومین بشنویم.
* * *
سوره «ملک» با حاکمیت و مالکیت خداوند شروع شد، و با رحمانیت او که آن هم شاخه اى از حاکمیت و مالکیت او است، پایان مى گیرد، و به این ترتیب،
آغاز و انجامش کاملاً منسجم است.
* * *
خداوندا! ما را مشمول رحمت عام و خاصت گردان، و از آب حیات ولایت اولیائت سیراب فرما!
پروردگارا! ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)، آن چشمه آب حیات را تسریع کن، و تشنگان جمالش را با ظهورش سیراب گردان.
بارالها! به ما چشم بینا و گوش شنوا و عقل دانا، مرحمت فرمودى، حجاب هاى خودخواهى و غرور را از مقابل آنها برگیر، تا چهره حقیقت را آن چنان که هست ببینیم، و در صراط مستقیم هدایت تو راست قامت گام برداریم!
آمِیْنَ یا رَبَّ العالَمِیْنَ
پایان سوره ملک
12 / شوال / 1406(3)
30 / 3 / 1365
1 ـ تفسیر «ابوالفتوح رازى»، جلد 11، صفحه 219.
2 ـ «نور الثقلین»، جلد 5، صفحه 387.
3 ـ تصحیح: 1 / 2 / 1383.