البينة

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ 7

6إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکینَ فی نارِ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ

7إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ

8جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّاتُ عَدْن تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ

 

ترجمه:

6 ـ کافران از اهل کتاب و مشرکان در دوزخند، جاودانه در آن مى مانند; آنها بدترین مخلوقاتند!

7 ـ (اما) کسانى که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات (خدا)یند!

8 ـ پاداش آنها نزد پروردگارشان باغ هاى بهشت جاویدان است که نهرها از زیر درختانش جارى است; همیشه در آن مى مانند; (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند; و این (مقام والا) براى کسى است که از پروردگارش بترسد!

 
تفسیر:

بهترین و بدترین مخلوقات!

در آیات گذشته آمده بود: کفار اهل کتاب و مشرکان در انتظار این بودند که دلیل روشنى از سوى خداوند به سراغ آنها بیاید، ولى بعد از آمدن «بیّنه» متفرق و پراکنده شدند و هر کدام راهى را پیش گرفتند.

 

آیات مورد بحث، به دو گروه «کافران» و «مؤمنان» در برابر این دعوت الهى، و سرانجام کار هر یک از آنها اشاره مى کند.

نخست مى فرماید: «کسانى که از اهل کتاب و مشرکان، به این آئین جدید کافر شدند در آتش دوزخند، جاودانه در آن مى مانند، آنها بدترین مخلوقاتند»! (إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکینَ فی نارِ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ).

تعبیر به «کَفَرُوا» اشاره به کفرشان در مقابل آئین اسلام است، و گر نه کفر و شرک قبلى آنها مطلب تازه اى نبود.

تعبیر أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ: «آنها بدترین مخلوقاتند» تعبیر تکاندهنده اى است که نشان مى دهد، در میان تمام جنبندگان و غیر جنبندگان، موجودى مطرودتر از کسانى که بعد از وضوح حق و اتمام حجت، راه راست را رها کرده، در ضلالت گام مى نهند، یافت نمى شود، و این در حقیقت شبیه چیزى است که در آیه 22 سوره «انفال» آمده است: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ: «بدترین جنبندگان نزد خداوند، افرادى هستند که نه گوش شنوا دارند، نه زبان گویا و نه اندیشه بیدار»!.

و یا آنچه در سوره «اعراف» آیه 179 آمده، که بعد از ذکر گروه دوزخیان با همین اوصاف مى فرماید: أُولئِکَ کَالأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُون: «آنها همچون چهارپایانند، بلکه گمراه تر، آنها غافلانند».

آیه مورد بحث، مطلبى فراتر از اینها نیز دارد; چرا که آنها را بدترین مخلوقات معرفى کرده، و این در حقیقت به منزله بیان دلیلى است براى خلود آنها در آتش دوزخ.

چرا آنها بدترین مخلوقات نباشند؟ که تمام درهاى سعادت به رویشان گشوده شده، اما از روى کبر و غرور و عناد و لجاج، آگاهانه به مخالفت برخاستند.

مقدم داشتن «اهل کتاب» بر «مشرکان» در این آیه نیز، ممکن است به خاطر این باشد که، آنها داراى کتاب آسمانى، علما و دانشمندان بودند و نشانه هاى پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در کتب آنها صریحاً آمده بود، بنابراین مخالفت آنها زشت تر و بدتر بود.

* * *

در آیه بعد، به گروه دوم که نقطه مقابل آنها هستند و در قوس صعودى قرار دارند اشاره کرده، مى فرماید: «کسانى که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، آنها بهترین مخلوقات خدا هستند» (إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ).

* * *

آن گاه، پاداش آنها را در چند جمله کوتاه، چنین بیان مى کند: «جزاى آنها نزد پروردگارشان باغ هاى بهشت جاویدان است که نهرها از زیر درختانش پیوسته جارى است، در حالى که همیشه در آن مى مانند» (جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّاتُ عَدْن تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً).

«هم خدا از آنها خشنود است و هم آنها از خدا خشنود» (رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ).

«و این مقام والا و پاداش هاى مهم و بى نظیر از آن کسى است که از پروردگارش بترسد» (ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ).

قابل توجه این که: در مورد مؤمنان، سخن از انجام اعمال صالح نیز به میان آمده، که در حقیقت میوه درخت ایمان است، اشاره به این که: ادعاى ایمان به تنهائى کافى نیست، بلکه اعمال انسان باید گواه بر ایمان او باشد، ولى کفر به تنهائى، هر چند توأم با عمل ناصالحى نیز نباشد، مایه سقوط و بدبختى است، گذشته از این، کفر، معمولاً مبدأ انواع گناهان، جنایات و اعمال خلاف نیز مى شود.

تعبیر «أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ» به خوبى نشان مى دهد: انسان هاى مؤمن و صالح العمل، حتى از فرشتگان، برتر و بالاترند; چرا که آیه مطلق است، و هیچ استثنائى در آن نیست، آیات دیگر قرآن نیز گواه بر این معنى مى باشد، مانند آیات سجود فرشتگان بر آدم، و آیه: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَم».(1)

به هر حال، در این آیه، نخست، از پاداش مادى و جسمانى آنها که باغ هاى پر نعمت بهشتى است سخن به میان آمده، و بعد، از پاداش معنوى و روحانى آنان، که هم خدا از آنان راضى است و هم آنان از خدا راضى.

آنها از خدا راضى اند; چرا که هر چه خواسته اند به آنها داده، و خدا از آنها راضى است; چرا که هر چه او خواسته انجام داده اند، و اگر هم لغزشى بوده به لطفش صرفنظر کرده، چه لذتى از این برتر و بالاتر که احساس کند مورد قبول و رضاى معبود و محبوبش واقع شده، و به لقاى او واصل گردیده است.

دارند هر کس از تو مرادى و مطلبى *** مقصود ما ز دنیى و عقبى لقاى تو است!

آرى، بهشتِ جسمِ انسان، باغ هاى جاویدان آن جهان است، ولى بهشتِ جانش، رضاى خدا و لقاى محبوب است.

جمله «ذلِکَ لِمَنْ خَشِىَ رَبَّهُ» نشان مى دهد: تمام این برکات، از «خوف، خشیت و ترس از خدا» سرچشمه مى گیرد; چرا که همین ترس، انگیزه حرکت به سوى هر گونه اطاعت و تقوا و اعمال صالح است.

بعضى از مفسران، با ضمیمه کردن این آیه، به آیه 28 سوره «فاطر»: إِنَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ: «تنها دانشمندان از خدا مى ترسند»، چنین نتیجه گرفته اند: بهشت در واقع حق مسلّم دانشمندان و آگاهان است.

البته، با توجه به این که: خشیت مراتب و مراحلى دارد و علم و دانش و آگاهى نیز داراى سلسله مراتب است، مفهوم این سخن روشن مى شود.

ضمناً، بعضى عقیده دارند: مقام «خشیت» مقامى برتر از مقام «خوف» است; زیرا «خوف» به هر گونه ترس گفته مى شود، ولى «خشیت» ترسى است توأم با تعظیم و احترام!.

* * *

 
نکته ها:

1 ـ على(علیه السلام) و شیعیانش خیر البریّه اند

در روایات فراوانى که از طرق اهل سنت و منابع معروف آنها، و همچنین در منابع معروف شیعه نقل شده، آیه أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ: «آنها بهترین مخلوقات خدا هستند» به على(علیه السلام) و پیروان او تفسیر شده است.

«حاکم حسکانى نیشابورى» از دانشمندان معروف اهل سنت در قرن پنجم هجرى، این روایات را در کتاب معروفش «شواهد التنزیل» با اسناد مختلف نقل مى کند، تعداد آن بیش از بیست روایت است، که به عنوان نمونه چند روایت را از نظر مى گذارنیم:

1 ـ «ابن عباس» مى گوید: هنگامى که آیه «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ» نازل شد، پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به على(علیه السلام) فرمود: هُوَ أَنْتَ وَ شِیعَتُکَ تَأْتِی أَنْتَ وَ شِیعَتُکَ یَوْمَ الْقِیامَةِ راضِیْنَ مَرْضِیِّینَ، وَ یَأْتِی

عَدُوُّکَ غَضْباناً مُقْمَحِین:

«منظور از این آیه، تو و شیعیانت هستید که در روز قیامت وارد عرصه محشر مى شوید، در حالى که هم شما از خدا راضى و هم خدا از شما راضى است و دشمنت خشمگین وارد محشر مى شود و به زور به جهنم مى رود» (در بعضى از نسخه هاى حدیث «مُقْمَحِیْن» آمده است که به معنى بالا نگاه داشتن سر به وسیله غل و زنجیر مى باشد).(2)

2 ـ در حدیث دیگرى از «ابو برزه» آمده است: وقتى پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) این آیه را قرائت کرد، فرمود: هُمْ أَنْتَ وَ شِیْعَتُکَ یا عَلِىُّ، وَ مِیْعادُ ما بَیْنِى وَ بَیْنَکَ الحَوْضُ: «آنها تو و شیعیانت هستید، اى على! و وعده من و شما کنار حوض کوثر است»!.(3)

3 ـ در حدیث دیگرى از «جابر بن عبداللّه انصارى» آمده است:ما خدمت پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) کنار خانه خدا نشسته بودیم، على(علیه السلام) به سوى ما آمد، هنگامى که چشم پیامبر(صلى الله علیه وآله) به او افتاد فرمود: قَدْ أَتاکُمْ أَخِى: «برادرم به سراغ شما مى آید» آن گاه رو به کعبه کرده، گفت: وَ رَبِّ هذِهِ الْبُنْیَةِ! اِنَّ هذا وَ شِیْعَتِهُ هُمُ الْفائِزُونَ یَوْمَ الْقِیامَةِ: «به خداى این کعبه قسم، که این مرد و شیعیانش در قیامت رستگارانند» سپس رو به سوى ما کرد و افزود:

أَما وَ اللّهِ اِنَّهُ أَوَّلُکُمْ اِیْماناً بِاللّهِ، وَ أَقْوَمُکُمْ بِأَمْرِ اللّهِ، وَ أَوْفاکُمْ بِعَهْدِ اللّهِ وَ أَقْضاکُمْ بِحُکْمِ اللّهِ وَ أَقْسَمُکُمْ بِالسَّوِیَّةِ، وَ أَعْدَلُکُمْ فِى الرَّعِیَّةِ، وَ أَعْظَمُکُمْ عِنْدَ اللّهِ مَزِیَّةً.

قالَ جابِر: فَأَنْزَلَ اللّهُ: «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ» فَکانَ عَلِىٌّ اِذا أَقْبَلَ قالَ أَصْحابُ مُحَمَّد(صلى الله علیه وآله) قَدْ أَتاکُمْ خَیْرَ الْبَرِیَّةِ بَعْدَ رَسُولِ اللّهِ:

«به خدا سوگند او قبل از همه شما به خدا ایمان آورد، و قیام او به فرمان خدا بیش از همه شما است، وفایش به عهد الهى از همه بیشتر، قضاوتش به حکم اللّه افزون تر، و مساواتش در تقسیم (بیت المال) از همه زیادتر، عدالتش درباره رعیت از همه فزون تر، و مقامش نزد خداوند از همه بالاتر است.

«جابر» مى گوید: در اینجا خداوند آیه «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ» را نازل فرمود و از آن به بعد، هنگامى که على(علیه السلام)مى آمد، یاران محمّد(صلى الله علیه وآله) مى گفتند: بهترین مخلوق خدا بعد از رسول اللّه آمد»!.(4)

نزول این آیه، در کنار خانه کعبه، منافات با «مدنى» بودن سوره ندارد، زیرا ممکن است از قبیل نزول مجدد، و یا تطبیق بوده باشد، به علاوه، بعید نیست نزول این آیات در سفرهائى که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) از «مدینه» به «مکّه» آمده است واقع شده باشد، به خصوص این که: راوى روایت «جابر بن عبداللّه انصارى» است که در «مدینه» به حضرت ملحق شد، و اطلاق «مدنى» بر این گونه آیات بعید نیست.

بعضى از این احادیث را «ابن حجر» در کتاب «صواعق» آورده و بعضى را «محمّد شبلنجى» در «نور الابصار».(5)

«جلال الدین سیوطى» در «درّ المنثور» نیز قسمت عمده روایت اخیر را از «ابن عساکر» از «جابر بن عبداللّه» نقل کرده است.(6)

4 ـ در «درّ المنثور» از «ابن عباس» نقل شده: وقتى آیه «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ» نازل شد، پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به على(علیه السلام)فرمود: هُوَ أَنْتَ وَ شِیْعَتُکَ یَوْمَ الْقِیامَةِ راضِیْنَ مَرْضِیِّیْنَ: «منظور تو و شیعیان تو در قیامت مى باشید، که هم شما از خدا خشنود هستید و هم خدا از شما خشنود»!(7)

5 ـ نامبرده در حدیث دیگرى از «ابن مردویه» از على(علیه السلام) نقل مى کند: پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به من فرمود: أَ لَمْ تَسْمَعْ قَوْلَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ؟ أَنْتَ وَ شِیعَتُکَ وَ مَوْعِدِی وَ مَوْعِدُکُمُ الْحَوْضُ، إِذا جِئْتُ الأُمَمَ لِلْحِسابِ، تُدْعَوْنَ غُرّاً مُحَجَّلِیْنَ:

«آیا این سخن خدا را نشنیده اى که مى فرماید: «کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، بهترین مخلوقاتند»؟ این تو و شیعیانت هستید، و وعده گاه من و شما، کنار حوض کوثر است، هنگامى که من براى حساب امت ها مى آیم، شما دعوت مى شوید، در حالى که پیشانى سفید و شناخته شده اید».(8)

بسیارى دیگر از دانشمندان اهل سنت نیز، همین مضمون را در کتب خود نقل کرده اند، از جمله «خطیب خوارزمى» در «مناقب»، «ابو نعیم اصفهانى» در «کفایة الخصام»، «علامه طبرى» در «تفسیر معروفش»، «ابن صباغ مالکى» در «فصول المهمه»، «علامه شوکانى» در «فتح الغدیر»، «شیخ سلیمان قندوزى» در «ینابیع المودة» و «آلوسى» در «روح المعانى» ذیل آیات مورد بحث و جمعى دیگر.

کوتاه سخن این که: حدیث فوق از احادیث بسیار معروف و مشهور است، که از سوى غالب دانشمندان و علماى اسلام پذیرفته شده، و این فضیلتى است بزرگ و بى نظیر براى على(علیه السلام) و پیروانش.

ضمناً، از این روایات به خوبى این حقیقت آشکار مى شود که، واژه «شیعه» از همان عصر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به وسیله آن حضرت، در میان مسلمین نشر شد، و اشاره به پیروان خاص امیرمؤمنان على(علیه السلام) است، و آنها که گمان مى کنند تعبیر «شیعه» از تعبیراتى است که قرن ها بعد به وجود آمده، سخت در اشتباهند.

* * *

2 ـ لزوم اخلاص نیت در عبادت

بعضى از علماى «اصول فقه» به آیه «وَ ما أُمِرُوا إِلاّ لِیَعْبُدُوا اللّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ» براى لزوم «قصد قربت» در عبادات، و این که: اصل در اوامر، تعبدى بودن است نه توصلى، استدلال کرده اند، و این، منوط به آن است که «دین» در اینجا به معنى «عبادت» بوده باشد، تا دلیل بر لزوم اخلاص در عبادات گردد و «امر» را در این آیه به طور مطلق قرار دهیم، تا مفهومش لزوم قصد قربت در همه اوامر باشد (مگر مواردى که به دلیلى خارج شده) در حالى که، مفهوم آیه ظاهراً هیچ یک از اینها نیست، بلکه مقصود، اثبات توحید در مقابل شرک است، یعنى: آنها جز به توحید دعوت نشده اند، با این حال، ارتباطى با احکام فرعى ندارد.

* * *

3 ـ قوس عجیب صعودى و نزولى انسان

از آیات این سوره به خوبى استفاده مى شود: هیچ مخلوقى در عالم، فاصله قوس صعودى و نزولیش به اندازه انسان نیست، اگر داراى ایمان و اعمال صالح باشد (توجه داشته باشید که «عَمِلُوا الصّالِحات» همه اعمال صالح را شامل مى شود نه بعضى را) برترین خلق خدا است، و اگر راه کفر و ضلالت و لجاج و عناد را بپوید، چنان سقوط مى کند که بدترین خلق خدا مى شود!

این فاصله عظیم میان «قوس صعودى» و «نزولى» انسان، گر چه مسأله حساس و خطرناکى است، ولى دلالت بر عظمت مقام نوع بشر و قابلیت تکامل او دارد، و طبیعى است که در کنار چنین قابلیت و استعداد فوق العاده اى، امکان تنزل و سقوط فوق العاده نیز باشد.

* * *

خداوندا! براى رسیدن به مقام شامخ خَیْرُ الْبَرِیَّة از لطف تو استمداد مى طلبیم.

پروردگارا! ما را از شیعیان و پیروان آن بزرگ مردى قرار ده که براى این عنوان از همه شایسته تر است.

بارالها! چنان اخلاصى مرحمت کن که جز تو را نپرستیم و به غیر تو عشق نورزیم.

 

آمِیْنَ یا رَبَّ الْعالَمِیْنَ

 

پایان سوره بیّنه(9)

 


1 ـ اسراء، آیه 70.

2 ـ «شواهد التنزیل»، جلد 2، صفحه 357، حدیث 1126.

3 ـ «شواهد التنزیل»، جلد 2، صفحه 359، حدیث 1130.

4 ـ «شواهد التنزیل»، جلد 2، صفحه 362، حدیث 1139.

5 ـ «الصواعق المحرقة»، صفحه 96 ـ «نور الابصار»، صفحات 70 و 101.

6 ـ «درّ المنثور»، جلد 6، صفحه 379.

7 ـ «درّ المنثور»، جلد 6، صفحه 379.

8 ـ «بحار الانوار»، جلد 35، صفحه 344، حدیث 17 ـ «درّ المنثور»، جلد 6، صفحه 379 (با تفاوت).

9 ـ تصحیح: 11 / 3 / 1383.