الفاتحة

اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ 6

پیمودن صراط مستقیم

پس از اظهار تسلیم در برابر پروردگار، و وصول به مرحله عبودیت و استعانت و استمداد از ذات پاک او، نخستین تقاضاى بنده این است که او را به راه راست، راه پاکى و نیکى، راه عدل و داد، و راه ایمان و عمل صالح هدایت فرماید، تا خدائى که همه نعمت ها را به او ارزانى داشته، نعمت هدایت را نیز بر آن بیفزاید.

گر چه این انسان در چنین شرائطى مؤمن است، و با خداى خود آشنا، اما امکان دارد هر آن این نعمت ـ به خاطر عواملى ـ از او سلب گردد، و از صراط مستقیم منحرف و گمراه شود.

پس باید هر شبانه روز لااقل ده بار از خداى خود بخواهد که لغزش و انحرافى براى او پیش نیاید.

به علاوه این «صراط مستقیم» که همان آئین حق است، مراتب و درجاتى دارد که همه افراد در پیمودن این درجات یکسان نیستند، هر مقدار از این درجات را انسان طى نماید، باز درجات بالاتر و والاترى وجود دارد که انسان با ایمان، باید از خدا بخواهد تا او را به آن درجات هدایت کند.

یک سؤال معروف:

در اینجا این سؤال معروف مطرح مى شود که: چرا ما همواره از خدا درخواست هدایت به صراط مستقیم مى کنیم، مگر ما گمراهیم؟

وانگهى به فرضى که این سخن از ما زیبنده باشد از پیامبر و امامان که نمونه انسان کامل بودند چه معنى دارد؟!

در پاسخ این ایراد مى گوئیم:

اوّلاً: همان طور که اشاره شد، در مسیر هدایت هر لحظه بیم لغزش و انحراف درباره انسان مى رود، به همین دلیل، باید خود را در اختیار پروردگار بگذارد و تقاضا کند که او را بر راه راست ثابت نگه دارد.

ما نباید فراموش کنیم: وجود و هستى و تمام مواهب الهى، لحظه به لحظه از آن مبدأ بزرگ به ما مى رسد.

سابقاً گفتیم: مَثَلِ ما و همه موجودات (از یک نظر) مثل لامپ هاى برق است، اگر مى بینیم نور لامپ، متصل و یکنواخت پخش مى شود به خاطر آن است که لحظه به لحظه از منبع برق به او نیرو مى رسد، منبع برق هر لحظه نور جدیدى تولید مى کند و به وسیله سیم هاى ارتباطى به لامپ تحویل مى گردد.

هستى ما نیز همانند نور این لامپ ها است گر چه به صورت یک وجود ممتد جلوه گر است، ولى در حقیقت لحظه، به لحظه وجود تازه اى از منبع هستى آفریدگارِ فیّاض، به ما مى رسد.

بنابراین: همان گونه که هر لحظه وجود تازه اى به ما مى رسد، به هدایت جدیدى نیز نیازمندیم، بدیهى است اگر موانعى در سیم هاى معنوى ارتباطى ما با خدا ایجاد شود، کژى ها، ظلم ها، ناپاکى ها و... پیوند ما را از آن منبع هدایت قطع مى کند، و همان لحظه از صراط مستقیم منحرف خواهیم شد.

ما از خدا طلب مى کنیم: این موانع پیش نیاید و ما بر صراط مستقیم ثابت بمانیم.

ثانیاً: هدایت همان پیمودن طریق تکامل است که انسان تدریجاً مراحل نقصان را پشت سر بگذارد و به مراحل بالاتر برسد.

این را نیز مى دانیم: طریق تکامل نامحدود است و همچنان به سوى بى نهایت پیش مى رود.

بنابراین جاى تعجب نیست که حتى پیامبران و امامان از خدا تقاضاى هدایت به «صراط مستقیم» کنند، چه این که کمال مطلق تنها خدا است، و همه بدون استثناء در مسیر تکامل اند چه مانع دارد که آنها نیز تقاضاى درجات بالاترى را از خدا بنمایند.

مگر ما بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) صلوات و درود نمى فرستیم؟ مگر مفهوم صلوات، تقاضاى رحمت تازه پروردگار براى محمّد و آل محمّد(صلى الله علیه وآله) نیست؟

مگر خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) عرض نمى کرد: رَبِّ زِدْنی عِلْماً: «خدایا علم (و هدایت) مرا بیشتر کن»!(1)

مگر قرآن نمى گوید: وَ یَزیدُ اللّهُ الَّذینَ اهْتَدَوْا هُدى: «خداوند هدایت هدایت یافتگان را افزون مى کند».(2)

و نیز مى گوید: وَ الَّذینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ: «آنها که هدایت یافته اند خداوند بر هدایتشان مى افزاید، و تقوا به آنها مى دهد».(3)

و از اینجا پاسخ سؤالى که مربوط به درود بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امامان است نیز روشن مى شود که این درود و صلوات، در حقیقت تقاضاى مقام بالاتر و والاتر براى آن بزرگواران است.

براى روشن شدن آنچه گفتیم به دو حدیث زیر توجه فرمائید:

1 ـ امیر مؤمنان على(علیه السلام) در تفسیر جمله «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ» مى فرماید، یعنى: أَدِمْ لَنا تَوْفِیْقَکَ الَّذِى أَطَعْناکَ بِهِ فِى ماضِى أَیّامِنا، حَتّى نُطِیْعَکَ کَذلِکَ فِى مُسْتَقْبَلِ أَعْمارِنا: «خداوندا توفیقاتى را که در گذشته بر ما ارزانى داشتى و به برکت آن تو را اطاعت کردیم، همچنان ادامه ده تا در آینده عمرمان نیز، تو را اطاعت کنیم».(4)

2 ـ امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: أَرْشِدْنا لِلُزُومِ الطَّرِیقِ الْمُؤَدِّی إِلى مَحَبَّتِکَ، وَ الْمُبَلِّغِ إِلى جَنَّتِکَ، وَ الْمانِعِ مِنْ أَنْ نَتَّبِعَ أَهْوَاءَنَا فَنَتَعَطَّبَ، أَوْ أَنْ نَأْخُذَ بِآرائِنا فَنَهْلِکَ: «خداوندا ما را بر راهى که به محبت تو مى رسد و به بهشت واصل مى گردد، و مانع از پیروى هوس هاى کشنده و آراء انحرافى و هلاک کننده است، ثابت بدار».(5)

* * *

صراط مستقیم چیست؟

آن گونه که از بررسى آیات قرآن مجید بر مى آید «صراط مستقیم» همان آئین خداپرستى، دین حق و پایبند بودن به دستورات خدا است، چنان که در سوره «انعام» آیه 161 مى خوانیم: قُلْ إِنَّنِى هَدانِى رَبِّی إِلى صِراط مُسْتَقیم دیناً قِیَماً مِلَّةَ إِبْراهیمَ حَنیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکین: «بگو خداوند مرا به صراط مستقیم هدایت کرده: به دین استوار، آئین ابراهیم که هرگز به خدا شرک نورزید».

در اینجا «دین ثابت و پا بر جا و آئین توحیدى ابراهیم و نفى هر گونه شرک» به عنوان صراط مستقیم معرفى شده که این جنبه عقیدتى را مشخص مى کند.

اما در سوره «یس» آیات 60 و 61 چنین مى خوانیم: أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی آدَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ * وَ أَنِ اعْبُدُونی هذا صِراطٌ مُسْتَقیمٌ: «اى فرزندان آدم مگر با شما پیمان نبستم که شیطان را پرستش نکنید (به دستورات او عمل ننمائید) * و مرا پرستش کنید این همان صراط مستقیم است».

در اینجا به جنبه هاى عملى آئین حق، اشاره شده که نفى هر گونه کار شیطانى و عمل انحرافى است.

و به گفته قرآن در سوره «آل عمران» آیه 101 راه رسیدن به صراط مستقیم پیوند و ارتباط با خدا است (وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلى صِراط مُسْتَقیم).

ذکر این نکته نیز لازم به نظر مى رسد که: راه مستقیم همیشه یک راه بیشتر نیست، زیرا میان دو نقطه تنها یک خط مستقیم وجود دارد که نزدیک ترین راه را تشکیل مى دهد.

بنابراین اگر قرآن مى گوید: صراط مستقیم، همان دین و آئین الهى در جنبه هاى عقیدتى و عملى است به این دلیل است که نزدیک ترین راه ارتباط با خدا همان است.

و نیز به همین دلیل است که دین واقعى یک دین بیشتر نیست: إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّهِ الإِسْلامُ: «دین در نزد خدا اسلام است».(6)

به خواست خدا بعداً خواهیم دید که اسلام معنى وسیعى دارد که هر آئین توحیدى را در آن عصر و زمان که رسمیت داشته و با آئین جدید نسخ نشده است شامل مى شود.

و از اینجا روشن مى شود: تفسیرهاى مختلفى که مفسران در این زمینه نقل کرده اند، همه در واقع به یک چیز باز مى گردد:

بعضى آن را به معنى اسلام.

بعضى به معنى قرآن.

بعضى به پیامبر و امامان راستین.

و بعضى آن را به آئین «اللّه» که جز آن را قبول نمى کند، تفسیر نموده اند.

تمام این معانى بازگشت به همان دین و آئین الهى در جنبه هاى اعتقادى و عملى مى کند.

همچنین روایاتى که در منابع اسلامى در این زمینه وارد شده و هر کدام به زاویه اى از این مسأله اشاره کرده، همه به یک اصل باز مى گردد، از جمله:

از پیامبر(صلى الله علیه وآله) چنین نقل شده: أَلصِّراطُ الْمُسْتَقِیْمُ صِراطُ الأَنْبِیاءِ وَ هُمُ الَّذِیْنَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ: «صراط مستقیم راه پیامبران است و همانها هستند که مشمول نعمت هاى الهى شده اند».(7)

از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که در تفسیر آیه «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ» فرمود: أَلطَّرِیْقُ وَ مَعْرِفَةُ الإِمامِ: «منظور راه و شناخت امام است».(8)

و نیز در حدیث دیگرى از همان امام نقل شده: وَ اللّهِ نَحْنُ الصِّراطُ الْمُسْتَقِیْمُ: «به خدا سوگند مائیم صراط مستقیم».(9)

در حدیث دیگرى باز از همان امام مى خوانیم که فرمود: صراط مستقیم، امیر مؤمنان على(علیه السلام) است.(10)

مسلّم است پیامبر(صلى الله علیه وآله) و على(علیه السلام) و ائمه اهل بیت(علیهم السلام) همه به همان آئین توحیدى خدا دعوت مى کردند، دعوتى که جنبه هاى اعتقادى و عملى را در بر مى گرفت.

جالب این که «راغب» در کتاب «مفردات» در معنى صراط مى گوید: «صراط» راه مستقیم است، بنابراین مستقیم بودن در مفهوم صراط افتاده، و ذکر آن به صورت توصیف، براى تأکید هر چه بیشتر روى این مسأله است.

* * *


1 ـ طه، آیه 114.

2 ـ مریم، آیه 76.

3 ـ محمّد، آیه 17.

4 ـ «معانى الاخبار» و تفسیر «امام حسن عسکرى»، طبق نقل تفسیر «صافى»، ذیل آیه فوق ـ «بحار الانوار»، جلد 24، صفحه 9.

5 ـ «معانى الاخبار» و تفسیر «امام حسن عسکرى»، طبق نقل تفسیر «صافى»، ذیل آیه مورد بحث ـ «بحار الانوار»، جلد 89، صفحه 252 (با اندکى تفاوت) ـ «بحار الانوار»، جلد 24، صفحه 9 ـ «وسائل الشیعه»، جلد 27، صفحه 49، حدیث 33179 (چاپ آل البیت).

6 ـ آل عمران، آیه 19.

7 ـ تفسیر «نور الثقلین»، جلد اول، صفحه 20، حدیث 86 (مؤسسه اسماعیلیان) ـ «بحار الانوار»، جلد 89، صفحه 238، حدیث 41.

8 ـ تفسیر «نور الثقلین»، جلد اول، صفحه 21، حدیث 88 (مؤسسه اسماعیلیان) ـ تفسیر «قمى»، جلد 1، صفحه 28 (مؤسسه دار الکتاب) ـ تفسیر «کنز الدقایق»، جلد 1، صفحه 60 (انتشارات جامعه مدرسین) ـ «کنز الفوائد»، جلد 1، صفحه 328 (انتشارات دار الذخائر).

9 ـ تفسیر «نور الثقلین»، جلد اول، صفحه 21، حدیث 89 (مؤسسه اسماعیلیان) ـ «کنز الدقایق»، جلد 1، صفحه 60 (مؤسسه نشر اسلامى تابع جامعه مدرسین) ـ «بحار الانوار»، جلد 24، صفحه 12، و جلد 26، صفحه 259.

10 ـ تفسیر «نور الثقلین»، جلد اول، صفحه 21، حدیث 90 (مؤسسه اسماعیلیان) ـ «بحار الانوار»، جلد 24، صفحه 11، حدیث 4، و جلد 35، صفحه 373، حدیث 21.