هود

إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّمَنْ خَافَ عَذَابَ الْآخِرَةِ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمٌ مَّجْمُوعٌ لَّهُ النَّاسُ وَذَٰلِكَ يَوْمٌ مَّشْهُودٌ 103

100ذلِکَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى نَقُصُّهُ عَلَیْکَ مِنْها قائِمٌ وَ حَصیدٌ

101وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتی یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ شَیْء لَمّا جاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَ ما زادُوهُمْ غَیْرَ تَتْبیب

102وَ کَذلِکَ أَخْذُ رَبِّکَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِیَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلیمٌ شَدیدٌ

103إِنَّ فی ذلِکَ لاَ یَةً لِمَنْ خافَ عَذابَ الآْخِرَةِ ذلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النّاسُ وَ ذلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ

104وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلاّ لاَِجَل مَعْدُود

 

ترجمه:

100 ـ این از اخبار شهرها و آبادى هاست که ما براى تو بازگو مى کنیم; که بعضى (هنوز) بر پا هستند، و بعضى درو شده اند (و از میان رفته اند)!

101 ـ ما به آنها ستم نکردیم; بلکه آنها خودشان بر خویشتن ستم روا داشتند! و هنگامى که فرمان مجازات الهى فرا رسید، معبودانى را که غیر از خدا مى خواندند، آنها را یارى نکردند; و جز بر هلاکت آنان نیفزودند!

102 ـ و این چنین است مجازات پروردگار تو، هنگامى که شهرها و آبادى هاى ظالم را مجازات مى کند! (آرى،) مجازات او، دردناک و شدید است!

103 ـ در این، نشانه اى است براى کسى که از عذاب آخرت مى ترسد; همان روزى است که مردم در آن جمع مى شوند، و روزى که همه آن را مشاهده مى کنند.

104 ـ و ما آن (مجازات) را، جز تا زمان محدودى، تأخیر نمى اندازیم!

 
تفسیر:

در آیات این سوره، سرگذشت هفت قوم از اقوام پیشین و گوشه اى از تاریخ پیامبرانشان بیان شد، که هر کدام قسمت قابل توجهى از زوایاى زندگى پرماجراى انسان را روشن مى ساخت، و هر یک درس هاى عبرت فراوانى در برداشت.

در اینجا، به تمام آن داستان ها اشاره کرده، به صورت یک جمع بندى مى فرماید: «این ماجراها گوشه اى از اخبار شهرهاى و آبادى ها است، که ما داستانش را براى تو بازگو مى کنیم» (ذلِکَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى نَقُصُّهُ عَلَیْکَ).

«همان شهرها و آبادى هائى که قسمتى از آن هنوز بر پاست، و قسمتى همچون کشتزار درو شده به کلى ویران گشته است» (مِنْها قائِمٌ وَ حَصیدٌ).

«قائِم» اشاره به شهرها و آبادى هائى است که، از اقوام پیشین بر پا مانده اند، مانند سرزمین مصر که جایگاه فرعونیان بود، و پس از غرق شدن این گروه ظالم و ستمگر، همچنان بر جاى ماند، باغ هایش و کشتزارهایش و بسیارى از عمارت هاى خیره کننده اش.

«حَصِید» به معنى درو شده، اشاره به سرزمین هائى همچون سرزمین قوم نوح و لوط که یکى در زیر آب غرق شد و دیگرى زیر و رو و سنگباران گردید.

* * *

«اما گمان مبر که ما به آنها ستم کردیم، آنها خودشان به خویشتن ظلم کردند» (وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ).

آنها به بت ها و خدایان دروغینشان پناه بردند، «اما خدایانشان را که به جاى اللّه مى خواندند، هیچ مشکلى را در برابر فرمان پروردگار از آنها نگشودند» (فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتی یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ شَیْء لَمّا جاءَ أَمْرُ رَبِّکَ).

آرى «این خدایان قلابى جز ضرر و زیان و هلاکت و بدبختى، بر آنها نیفزودند» (وَ ما زادُوهُمْ غَیْرَ تَتْبیب).(1)

* * *

آرى «این چنین بود مجازات پروردگار تو نسبت به شهرها و آبادى هائى که ستم مى کردند، هنگامى که آنها را تسلیم هلاکت کرد» (وَ کَذلِکَ أَخْذُ رَبِّکَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِیَ ظالِمَةٌ).

«مسلماً مجازات پروردگار دردناک و شدید است» (إِنَّ أَخْذَهُ أَلیمٌ شَدیدٌ).

این یک قانون عمومى الهى است، یک نسبت و برنامه همیشگى است، که هر قوم و ملتى دست به ظلم و ستم بیالایند، و پا را از مرز فرمان هاى الهى فراتر نهند، و به رهبرى، راهنمائى و اندرزهاى پیامبران خدا اعتنا ننمایند، خداوند آنها را سرانجام سخت مى گیرد و در پنجه عذاب مى فشارد.

این واقعیت، که برنامه فوق یک برنامه عمومى و یک سنت همیشگى است، از سایر آیات قرآن نیز به خوبى استفاده مى شود، و در واقع هشدارى است به تمام مردم جهان، که گمان مبرید شما از این قانون مستثنى هستید، یا این حکم مخصوص اقوام پیشین بوده است.

البته، ظلم به معنى وسیع کلمه، شامل همه گناهان مى شود، و توصیف «قریه» و شهر و آبادى به ظالم بودن، (هِىَ ظالِمَةٌ) با این که این صفت مربوط به ساکنان شهر و آبادى است، گویا اشاره به این نکته لطیف است، که آنها آن قدر در ظلم و بیدادگرى فرو رفتند که، گوئى شهر و آبادى یک پارچه ظلم و ستم شده بود.

و این تعبیر، نزدیک به تعبیرى است که در فارسى داریم که مى گوئیم: ظلم و فساد از در و دیوار فلان شهر مى بارد.

* * *

و از آنجا که، این یک قانون کلى و عمومى است، بلا فاصله مى فرماید: «در این سرگذشت هاى عبرت انگیز و حوادث شوم و دردناکى که بر گذشتگان گذشت، علامت و نشانه اى است براى یافتن راه حق، براى کسانى که از عذاب آخرت مى ترسند» (إِنَّ فی ذلِکَ لاَ یَةً لِمَنْ خافَ عَذابَ الآْخِرَةِ).

چرا که دنیا در برابر سراى دیگر، همه چیزش کوچک و ناچیز است، حتى مجازات ها و عذاب هایش و جهان دیگر از هر نظر وسیعتر مى باشد، و آنها که ایمان به رستاخیز دارند، با دیدن هر یک از این نمونه ها در دنیا تکان مى خورند و عبرت مى گیرند، و راه خود را باز مى یابند.

در پایان آیه، اشاره به دو وصف از اوصاف روز قیامت کرده، مى گوید: «آن روزى است که همه مردم براى آن جمع مى شوند» (ذلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النّاسُ).

«و آن روزى است که مشهود همگان است» (وَ ذلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ).

اشاره به این که، همان گونه که قوانین و سنن الهى در این جهان عمومى است، اجتماع مردم در آن دادگاه نیز عمومى، و حتى در یک زمان خواهد بود، روزى است آشکار براى همه، آن چنان که تمام انسان ها در آن حاضر مى شوند و آن را مى بینند.

جالب این که، مى فرماید: «یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النّاسُ» و نمى گوید «فِیْهِ النّاس» این تعبیر، اشاره به آن است که رستاخیز تنها ظرف اجتماع مردم نیست، بلکه یک هدف و یک مقصد است که انسان ها در مسیر تکاملى خود به سوى آن پیش مى روند.

در سوره «تغابن» آیه 9 نیز مى خوانیم: یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذلِکَ یَوْمُ التَّغابُنِ: «در آن روز که روز جمع و اجتماع است، همه شما را گردآورى مى کند و آن روزى است که همه احساس غبن مى کنند»!.

* * *

و از آنجا که، ممکن است بعضى بگویند: سخن از آن روز، نسیه است و معلوم نیست کى فرا مى رسد، لذا قرآن بلافاصله مى گوید: «ما آن روز را فقط تا زمان محدودى تأخیر مى اندازیم» (وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلاّ لاَِجَل مَعْدُود).

آن هم، براى مصلحتى که روشن است، تا مردم جهان میدان هاى آزمایش و پرورش را ببینند.

و آخرین برنامه انبیاء پیاده شود.

و آخرین حلقه سلسله تکامل، که این جهان استعداد آن را دارد ظاهر گردد، و بعد پایان اعلام شود.

تعبیر به «مَعْدُود» (شمرده شده)، اشاره به نزدیکى رستاخیز است; زیرا هر چیزى که قابل شمارش باشد، و تحت عدد واقع شود، محدود و نزدیک است.

خلاصه، تأخیر آن روز هرگز نباید ظالمان را مغرور کند; چرا که «قیامت گر چه دیر آید بیاید» و حتى تعبیر به دیر آمدن هم درباره آن صحیح نیست!.

* * *


6 ـ «تَتْبیب» از ماده «تبّ» به معنى استمرار در زیان است و به معنى هلاکت و نابودى نیز آمده است.