الصافات

وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍ 178

178وَ تَوَلَّ عَنْهُمْ حَتّى حِین

179وَ أَبْصِرْ فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ

180سُبْحانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا یَصِفُونَ

181وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ

182وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ

 

ترجمه:

178 ـ از آنان روى بگردان تا زمان معینى!

179 ـ و وضع کارشان را ببین; آنها نیز به زودى (نتیجه اعمال خود را) مى بینند!

180 ـ منزه است پروردگار تو، پروردگار عزّت (و قدرت) از آنچه آنان توصیف مى کنند.

181 ـ و سلام بر رسولان!

182 ـ و حمد و ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است!

 

 

تفسیر:

به آنها اعتنا مکن!

گفتیم: آیات آخر این سوره، در حقیقت وسیله اى است براى دلدارى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و مؤمنان راستین، و تهدیدى است براى کفار لجوج.

دو آیه نخست از آیات مورد بحث، همان است که قبلاً هم آمده بود، و بار دیگر براى تأکید در اینجا تکرار مى شود، با لحنى تهدیدآمیز مى فرماید: «از آنها روى بگردان و آنان را به حال خود واگذار تا مدت معینى» (وَ تَوَلَّ عَنْهُمْ حَتّى حِین).

* * *

«لجاجت و کارشکنى آنها و تکذیب و انکارشان را بنگر، که آنها نیز به زودى نتیجه کار خود را مى نگرند»! (وَ أَبْصِرْ فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ).

این تکرار، چنان که گفتیم: به خاطر تأکید است که آنها بدانند این یک مسأله قطعى است که به زودى مجازات، شکست و ناکامى خود را خواهند دید، و به نتائج مرارت بار اعمالشان گرفتار مى شوند و پیروزى مؤمنان نیز قطعى و مسلّم است.

یا به خاطر این است که نخست، آنها را به مجازات دنیا تهدید مى کند و بار دوم، به مجازات و کیفر الهى در آخرت.

* * *

پس از آن سوره را با سه جمله پرمعنى، درباره «خداوند»، «پیامبران» و «جهانیان» پایان مى دهد.

مى فرماید: «منزه است پروردگار تو، پروردگار عزت و قدرت، از این توصیف هاى بى اساسى که مشرکان و جاهلان مى کنند» (سُبْحانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا یَصِفُونَ).

گاه، فرشتگان را دختران او مى نامند، گاه، در میان او و «جنّ» نسبى قائل مى شوند، و گاه، موجودات بى ارزشى همچون قطعات سنگ و چوب را همردیف او قرار مى دهند.

تکیه بر «عزّت» (قدرت مطلق و شکست ناپذیر) در حقیقت، به معنى کشیدن خط بطلان بر تمام این معبودهاى خیالى است.

در آیات این سوره گاه، سخن از تسبیح و تنزیه «عباد اللّه المخلصین» به میان آمده، و گاه، سخن از «تسبیح فرشتگان»، و در اینجا سخن از «تسبیح و تنزیه خداوند» نسبت به ذات پاکش مى باشد.

* * *

و در جمله دوم، همه پیامبران را مورد لطف بى پایان خویش قرار داده مى گوید: «سلام بر رسولان» (وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ).

سلامى که نشانه سلامت و عافیت از هر گونه عذاب و کیفر روز قیامت است، سلامى که امان در برابر شکست ها و دلیل بر پیروزى بر دشمنان است.

قابل توجه این که: در آیات این سوره بر بسیارى از پیامبران جداگانه سلام فرستاده، در آیه 79 فرمود: «سَلامٌ عَلى نُوح فِی الْعالَمِینَ»، در آیه 109: «سَلامٌ عَلى إِبْراهِیمَ»، و در آیه 120: «سَلامٌ عَلى مُوسى وَ هارُونَ» و در آیه 130: «سَلامٌ عَلى إِلْ یاسِینَ».

اما در اینجا تمام این سلام ها و غیر اینها را در یک جمله خلاصه و جمع بندى کرده مى فرماید: «سلام بر همه پیامبران مرسل».

* * *

و سرانجام در آخرین جمله، سخن را با حمد الهى پایان داده مى گوید: «حمد و ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است» (وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ).

سه آیه اخیر، مى تواند اشاره و مرورى اجمالى، بر تمام این مسائل این سوره باشد، چرا که بخش مهمى از این سوره، پیرامون توحید و مبارزه با انواع شرک بود، و آیه اول با تسبیح و تنزیه خداوند، از توصیف هاى مشرکان همه را بازگو مى کند.

بخش دیگرى، از این سوره، بیان گوشه هائى از حالات هفت پیامبر بزرگ بود، آیه دوم اشاره اى به آنها است.

و بالاخره، بخش دیگرى از نعمت هاى الهى، مخصوصاً انواع نعمت هاى بهشتى، و پیروزى جنود الهى بر لشکر کفر سخن مى گفت، و حمد و ستایش خدا در پایان کار اشاره اى به همه اینها است.

بعضى از مفسران، تحلیل دیگرى در مورد آیات سه گانه آخر این سوره دارند، و آن این است:

مهمترین مسائلى که انسان را به خود مشغول مى دارد معرفت سه چیز است: نخست، معرفت خداوند عالم به مقدار توانائى بشر، و آخرین کارى که انسان در این زمینه مى تواند انجام دهد سه امر است:

منزه دانستن او از آنچه شایسته مقام او نیست که با لفظ «سبحان» بیان شده.

و توصیف او به تمام صفات کمال، که با کلمه «ربّ» که دلیل بر حکمت و رحمت خداوند و مالکیت و تربیت موجودات است اشاره شده.

و منزه بودن از هر گونه شریک و نظیر، که در جمله «عَمّا یَصِفُون» آمده است.

دومین مسأله مهم در زندگانى انسان ها، مسأله تکمیل نقائص است که آن نیز بدون وجود رهبران الهى و ارشادکنندگان آسمانى، ممکن نیست، و جمله «سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِیْن»، اشاره اى به آن است.

سومین مسأله مهم در زندگى انسان این است: که بداند سرنوشت او بعد از مردن چگونه خواهد بود؟ در اینجا توجه به نعمت هاى «ربّ العالمین» و مقام غنا و رحمت و لطف او، به انسان آرامش مى دهد ـ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِیْن.(1)

نکته:

آنچه در پایان هر کار، باید به آن اندیشید

در روایات متعددى که گاه، از شخص پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) و گاه، از امیرمؤمنان(علیه السلام) و گاه، از امام باقر(علیه السلام) نقل شده، مى خوانیم: منْ أَرَادَ أَنْ یُکْتَالَ بِالْمِکْیَالِ الْأَوْفَى (مِنَ الاَجْرِ یَوْمَ الْقِیامَةِ) فَلْیَکُنْ آخِرُ کَلامِهِ فِى مَجْلِسِهِ سُبْحَانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا یَصِفُونَ وَ سَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ: «کسى که مى خواهد در روز قیامت اجر و پاداش او با پیمانه بزرگ و کامل داده شود، باید آخرین سخنش در هر مجلسى که مى نشیند این بوده باشد: .

سُبْحَانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا یَصِفُونَ وَ سَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ».(2)

آرى، مجلس خود را با تنزیه ذات خدا، و درود فرستادن بر پیامبران او، و حمد و شکر در برابر نعمت هاى پروردگار، پایان دهد، تا اگر کارى نادرست یا سخنى ناروا در آن مجلس از او سر زده، جبران گردد.

در کتاب «توحید صدوق» چنین آمده است: یکى از دانشمندان «شام» به خدمت امام باقر(علیه السلام) رسیده عرض کرد: آمده ام از شما مسأله اى سؤال کنم، که هیچ کس تاکنون به درستى این مسأله را براى من تفسیر نکرده است، از سه گروه سؤال کردم هر کدام جوابى بر خلاف دیگرى گفتند.

امام باقر(علیه السلام) فرمود: مسأله تو چیست؟

عرض کرد: سؤال من این است: نخستین چیزى را که خداوند متعال آفرید چه بود؟ بعضى به من گفته اند: «قدرت» بوده و بعضى «علم» و بعضى «روح».

فرمود: «هیچ یک پاسخ صحیح به تو نداده اند، اکنون به تو خبر مى دهم که در آغاز خدا بود و چیزى غیر از او نبود، و در عین حال قادر و عزیز بود و هنوز عزتى آفریده نشده بود» (او در ذات پاکش هم قدرت داشت و هم علم، بى آن که نیاز به آفرینش علم و قدرت داشته باشد) سپس افزود: «این همان چیزى است که خدا مى فرماید: «سُبْحَانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا یَصِفُونَ»،(3) اشاره به این که سخنانى که این و آن، به تو گفته اند، سخنان شرک آلودى بوده که مشمول این آیه مى باشد، خداوند از ازل قادر و عالم و عزیز بوده است.

* * *

پروردگارا! خودت قول داده اى که رسولانت را یارى و جنودت را پیروز گردانى، ما را در خط رسولان، و در صفوف جنودت قرار ده، و بر دشمنان خونخوارى که از شرق و غرب عالم، براى نابودى و خاموش کردن نور قرآن برخاسته اند، پیروز فرما!

بارالها! ما را از آلودگى به هر گونه شرک، و انحراف از طریق توحید مصون و محفوظ دار!

خداوندا! مشکلاتى که انبیاى مرسل، در طول تاریخ در برابر لشکر شرک و کفر داشتند، هم اکنون در برابر جامعه اسلامى ما مجسم شده است، همان سلامى را که مایه سلامت پیامبران مرسل بود، شامل حال ما در این معرکه ها فرما!

آمِیْنَ یا رَبَّ الْعالَمِیْنَ

پایان سوره صافات

 

 


1 ـ تفسیر «کبیر فخر رازى»، جلد 26، صفحه 173.

2 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیات مورد بحث و «اصول کافى» و «من لایحضر»، طبق نقل تفسیر «نور الثقلین»، جلد 4، صفحه 440.

3 ـ تفسیر «نور الثقلین»، جلد 4، صفحه 440.