غافر
أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَىٰ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا ۚ وَكَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِيلِ ۚ وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبَابٍ 37
36وَ قالَ فِرْعَوْنُ یا هامانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَبْلُغُ الأَسْبابَ
37أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ کاذِباً وَ کَذلِکَ زُیِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِیلِ وَ ما کَیْدُ فِرْعَوْنَ إِلاّ فِی تَباب
ترجمه:
36 ـ فرعون گفت: «اى هامان! براى من بناى مرتفعى بساز، شاید به وسائلى دست یابم.
37 ـ وسائل (صعود به) آسمان ها تا از خداى موسى آگاه شوم; هر چند گمان مى کنم او دروغگو باشد»! این چنین اعمال بد فرعون در نظرش آراسته جلوه کرد، و از راه حق باز داشته شد; و توطئه فرعون (و همفکران او) جز به نابودى نمى انجامد!
تفسیر:
مى خواهم به آسمان روم تا از خداى موسى خبر گیرم!!
گر چه سخنان «مؤمن آل فرعون»، این اثر را گذاشت که فرعون را از تصمیم قتل «موسى» باز داشت، ولى نتوانست «فرعون» را از مرکب غرور پائین آورد، و از شیطنت باز دارد، و در مقابل حق، به تسلیم وادار کند، چرا که فرعون شایستگى و لیاقت آن را نداشت، لذا در ادامه اعمال شیطنت آمیز خود، به کار تازه اى دست زد، و آن مسأله ساختن برج بلند، براى صعود به آسمان ها و آگاهى از خداى موسى بود! چنان که در آیات مورد بحث مى خوانیم:
«فرعون گفت: اى هامان! براى من بناى مرتفعى بساز، شاید به وسائلى دست یابم» (وَ قالَ فِرْعَوْنُ یا هامانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبابَ).
* * *
«به وسائل صعود به آسمان ها، تا از خداى موسى آگاه شوم، هر چند گمان مى کنم او دروغگو باشد» (أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ کاذِباً).
آرى، «این چنین اعمال بد فرعون، در نظرش زینت داده شده بود، و او را از راه حق باز داشت» (وَ کَذلِکَ زُیِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِیلِ).
«اما توطئه و مکر فرعون جز به زیان و نابودى نمى انجامد» (وَ ما کَیْدُ فِرْعَوْنَ إِلاّ فِی تَباب).
«صَرْح» در اصل به معنى «وضوح و روشنى»، و «تصریح» به معنى آشکار نمودن است، سپس، به بناهاى بلند و به قصرهاى زیبا و مرتفع این کلمه اطلاق شده، چرا که کاملاً واضح و روشن و آشکار است، بسیارى از مفسران و ارباب لغت به این معنى تصریح کرده اند.
و «تَباب» به معنى «خسارت و هلاکت» است.
نخستین چیزى که در اینجا به نظر مى رسد، این است که، هدف فرعون از این کار چه بود؟
آیا او واقعاً در این حد، از حماقت بود که فکر مى کرد خداى موسى(علیه السلام) در آسمان است؟ و به فرض که در آسمان باشد با ساختن یک بناى بلند که در مقابل کوههاى سطح زمین ارتفاع بسیار ناچیزى دارد، مى تواند به آسمان برود؟!
این مسأله، بسیار بعید به نظر مى رسد، چرا که فرعون با تمام غرور و تکبرى که داشته مرد هوشیار و سیاستمدارى بود، که سالیان دراز ملت عظیمى را در بند نگه داشته بود، و با قدرت بر آنها حکومت مى کرد، و در مورد چنین اشخاصى، هر حرکتى جنبه شیطانى دارد، باید قبل از هر چیز به سراغ تحلیل انگیزه سیاست شیطانى این امر رفت.
ظاهر این است، فرعون به عنوان چند هدف دست به چنین کارى زد:
1 ـ او مى خواست، وسیله اى براى اشتغال فکرى مردم و انصراف ذهن آنها از مسأله نبوت موسى(علیه السلام) و قیام بنى اسرائیل، فراهم آورد، و مسأله ساختن این بناى مرتفع، که به گفته بعضى از مفسران، در زمینى بسیار وسیع با پنجاه هزار مرد بنّا و معمار، و کارگران زیاد، براى فراهم آوردن وسائل ساخته مى شد، مى توانست مسائل دیگر را تحت الشعاع قرار دهد، و هر چه بنا بالاتر مى رود توجه مردم را بیشتر به خود جلب کند، و نقل همه محافل و خبر روز، همین موضوع باشد و مسأله پیروزى موسى را بر ساحران که ضربه عظیمى بر پیکر قدرت فرعونیان وارد ساخت، موقتاً به طاق نسیان زند.
2 ـ او مى خواست، از این طریق کمک مادى و اقتصادى، به توده هاى زحمت کش کند، و کارى هر چند موقت براى بیکاران فراهم سازد، تا کمى مظالم او را فراموش کنند و وابستگى مردم از نظر اقتصادى، به خزینه او بیشتر گردد.
3 ـ برنامه این بود که بعد از پایان بنا، بر فراز آن رود و نگاهى به آسمان کند، و احتمالاً تیرى در کمان گذارد و پرتاب کند و باز گردد، و براى تحمیق مردم بگوید: خداى موسى هر چه بود تمام شد! به سراغ کار خود بروید، و فکرتان راحت باشد!
و گرنه، براى فرعون، روشن بود بناى عظیم او که از چند صد متر تجاوز نمى کرد، سهل است از فراز کوههاى بسیار مرتفع نیز اگر به آسمان نگاه شود، منظره آن همان است که از روى زمین صاف، دیده مى شود بدون کمترین تغییر.
قابل توجه این که، فرعون در برابر موسى(علیه السلام) با گفتن این سخنان و بیان این دستور، یک گام عقب نشینى مى کند، و مى گوید: من مى خواهم درباره خداى موسى تحقیق کنم: «فَاطَّلَعَ اِلى اِلهِ مُوسى» و مى افزاید: «هر چند او را دروغگو گمان مى کنم» و به این ترتیب از مرحله یقین به خلاف، به مرحله گمان و شک تنزل مى کند.
و نیز قابل توجه این که، قرآن با جمله «وَ کَذلِکَ زُیِّنَ لِفِرْعُونَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِیْلِ وَ ما کَیْدُ فِرْعَونَ اِلاّ فِی تَباب»، نخست، ریشه اصلى انحراف فرعون را که همان زینت یافتن اعمال زشتش در نظرش، به خاطر کبر و غرور و خودخواهى است، بیان مى دارد، سپس نتیجه آن را که، گمراهى از طریق حق است.
و در مرحله سوم، شکست نهائى نقشه هاى او را اعلام مى کند، سه جمله کوتاه با سه محتواى غنى.
مسلماً این بازى هاى سیاسى، براى مدت کوتاهى، مى تواند مؤثر واقع شود، ولى در دراز مدت، قطعاً با شکست روبرو خواهد شد.
در بعضى از روایات آمده است، «هامان» بناى «برج فرعونى» را آن قدر بالا برد که، دیگر تندبادها اجازه ادامه کار، به بناها نمى دادند، نزد فرعون آمد و به او گفت: دیگر ما قادر نیستیم بر ارتفاع بنا بیفزائیم، و چیزى نگذشت که تندباد سهمگینى وزید و بنا را واژگون کرد.(1)
و معلوم شد تمام قدرت نمائى فرعون، به یک باد بند است!.
1 ـ «بحار الانوار»، جلد 13، صفحه 125 (نقل از تفسیر على بن ابراهیم).