المائدة
إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَىٰ وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا ۖ وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ ۖ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي ۖ وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي ۖ وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِي ۖ وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ 110
مواهب الهى بر مسیح(علیه السلام)
این آیه و آیات بعد تا آخر سوره «مائده» مربوط به سرگذشت حضرت مسیح(علیه السلام) و مواهبى است که به او و امتش ارزانى داشته که براى بیدارى و آگاهى مسلمانان در اینجا بیان شده است.
نخست مى فرماید: «به یاد بیاور هنگامى را که خداوند به عیسى بن مریم فرمود: نعمتى را که بر تو و بر مادرت ارزانى داشتم متذکر باش»! (إِذْ قالَ اللّهُ یا عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتی عَلَیْکَ وَ عَلى والِدَتِکَ).
طبق این تفسیر، آیات فوق، بحث مستقلى را شروع مى کند که براى مسلمانان جنبه تربیتى دارد و مربوط به همین دنیا است.
ولى جمعى از مفسران مانند «طبرسى»، «بیضاوى» و «ابوالفتوح رازى»، این احتمال را داده اند که: آیه دنباله آیه قبل و مربوط به سؤالات و سخنانى باشد که خداوند با پیامبران در روز قیامت خواهد داشت.(1)
و بنابراین، «قالَ» ـ که فعل ماضى است ـ در اینجا به معنى «یَقُولُ» ـ که فعل مضارع است ـ مى باشد، ولى این احتمال، مخالف ظاهر آیه است، به خصوص این که: معمولاً شمردن نعمت ها براى کسى، به منظور زنده کردن روح شکرگزارى در او است، در حالى که در قیامت این مسأله مطرح نیست.
پس از آن، به ذکر مواهب خود پرداخته، مى فرماید: «تو را با روح القدس تقویت کردم» (إِذْ أَیَّدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ).
درباره معنى «روح القدس» در جلد اول، ذیل آیه 87 سوره «بقره» مشروحاً بحث شد و خلاصه، یک احتمال این است که: مراد از آن فرشته وحى «جبرئیل» مى باشد.
و احتمال دیگر این که: منظور همان نیروى غیبى است که عیسى(علیه السلام) را براى انجام معجزات و تحقق بخشیدن به رسالت مهمش، تقویت مى کرد، این معنى در غیر انبیاء نیز به درجه ضعیف تر وجود دارد.
آنگاه مى افزاید: دیگر از مواهب الهى بر تو این است که: به تأئید روح القدس «با مردم در گهواره و به هنگام بزرگى و پختگى سخن مى گفتى» (تُکَلِّمُ النّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کَهْلاً).
اشاره به این که: سخنان تو در گاهواره همانند سخنان تو در بزرگى، پخته و حساب شده بود، نه سخنان کودکانه و بى ارزش.
و موهبت دیگر این که: «کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو تعلیم دادم» (وَ إِذْ عَلَّمْتُکَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الإِنْجیلَ).
ذکر «تورات» و «انجیل» بعد از ذکر کتاب، با این که از کتب آسمانى است، در حقیقت از قبیل تفصیل بعد از اجمال است.
و چهارمین موهبت این که: «از گِل به فرمان من چیزى شبیه پرنده مى ساختى سپس در آن مى دمیدى، و به اذن من پرنده زنده اى مى شد» (وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنی فَتَنْفُخُ فیها فَتَکُونُ طَیْراً بِإِذْنی).
پنجمین موهبت این که: «کور مادرزاد و کسى که مبتلا به بیمارى پیسى بود را به اذن من شفا مى دادى» (وَ تُبْرِئُ الأَکْمَهَ وَ الأَبْرَصَ بِإِذْنی).
ششمین موهبت این که: «مردگان را به اذن من زنده مى کردى» (وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْنی).
و بالاخره هفتمین موهبت از مواهب من بر تو این بود که: «بنى اسرائیل را از آسیب رساندن به تو باز داشتم در آن هنگام که، کافران آنها در برابر دلائل روشن تو به پا خاستند و آنها را سحر آشکارى معرفى کردند» (وَ إِذْ کَفَفْتُ بَنی إِسْرائیلَ عَنْکَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَقالَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلاّ سِحْرٌ مُبینٌ).
من در برابر این همه هیاهو و دشمنان سرسخت و لجوج، تو را حفظ کردم تا دعوت خود را پیش ببرى.
قابل توجه این که: در این آیه چهار بار کلمه «بِإِذْنِى» (به فرمان من) تکرار شده است، تا جائى براى غلوّ و ادعاى الوهیت در مورد حضرت مسیح(علیه السلام)باقى نماند.
یعنى: آنچه او انجام مى داد گر چه بسیار عجیب و شگفت انگیز بود، و به کارهاى خدائى شباهت داشت ولى هیچ یک از ناحیه او نبود بلکه همه از ناحیه خدا انجام مى گرفت.
او بنده اى بود سر بر فرمان خدا و هر چه داشت از طریق استمداد از نیروى لایزال الهى بود.
ممکن است گفته شود: تمام این مواهب مربوط به مسیح(علیه السلام) بوده است چرا در این آیه براى مادرش «مریم» نیز موهبت شمرده است؟
پاسخ این که: مسلّم است هر موهبتى به فرزند برسد، در حقیقت به مادر او هم رسیده است; زیرا هر دو از یک اصلند و ساقه و ریشه یک درخت.
ضمناً همان طور که در ذیل آیه 49 سوره «آل عمران» یادآور شدیم این آیه و مانند آن از دلائل روشن «ولایتِ تکوینىِ» اولیاى خدا است; زیرا در سرگذشت مسیح، زنده کردن مردگان، شفاى کور مادرزاد، و بیمار غیر قابل علاج، به شخص مسیح(علیه السلام) نسبت داده شده، منتها به اذن و فرمان خدا.
از این تعبیر استفاده مى شود: ممکن است خداوند چنین قدرتى را براى تصرف در عالم تکوین در اختیار کسى بگذارد که گاه، گاه چنین اعمالى را انجام دهد، و تفسیر این آیه، به دعا کردن انبیاء، و اجابت دعاى آنها از ناحیه خدا کاملاً بر خلاف ظواهر آیات است.
و منظور ما از «ولایت تکوینى» اولیاى خدا، چیزى جز آن که در بالا ذکر شد نمى باشد; زیرا دلیلى بر بیش از این مقدار نداریم.(2)
* * *
1 ـ «مجمع البیان»، جلد 3، صفحه 448، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ و به تفاسیر «بیضاوى» و «ابوالفتوح رازى»، ذیل آیه مورد بحث رجوع شود.
2 ـ براى توضیح بیشتر به جلد دوم، ذیل آیه 49 سوره «آل عمران» مراجعه نمائید.