التوبة
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ ۚ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ ۚ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ 38
38 یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فی سَبیلِ اللّهِ اثّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَ رَضیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الآْخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا فِی الآْخِرَةِ إِلاّ قَلیلٌ
39 إِلاّ تَنْفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذاباً أَلیماً وَ یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ وَ لا تَضُرُّوهُ شَیْئاً وَ اللّهُ عَلى کُلِّ شَیْء قَدیرٌ
ترجمه:
38 ـ اى کسانى که ایمان آورده اید! چرا هنگامى که به شما گفته مى شود: «به سوى جهاد در راه خدا حرکت کنید»! بر زمین سنگینى مى کنید (و سستى به خرج مى دهید)؟! آیا به زندگى دنیا به جاى آخرت راضى شده اید؟! با این که متاع زندگى دنیا، در برابر آخرت، جز اندکى نیست!
39 ـ اگر (به سوى میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکى مى کند، و گروه دیگرى غیر از شما را به جاى شما قرار مى دهد; و هیچ زیانى به او نمى رسانید; و خداوند بر هر چیزى تواناست!
شأن نزول:
از «ابن عباس» و دیگران نقل شده آیات فوق درباره جنگ «تبوک» در آن هنگام نازل گردید که پیامبر از «طائف» به «مدینه» بازگشت و مردم را آماده پیکار با «رومیان» نمود.
در روایات اسلامى آمده است: پیامبر(صلى الله علیه وآله) معمولاً مقاصد جنگى و هدف هاى نهائى خود را قبل از شروع جنگ براى مسلمانان روشن نمى ساخت، تا اسرار نظامى اسلام به دست دشمنان نیفتد، ولى در مورد «تبوک» چون مسأله شکل دیگرى داشت، قبلاً با صراحت اعلام نمود: ما به مبارزه با «رومیان» مى رویم; زیرا مبارزه با امپراطورى روم شرقى، همانند جنگ با مشرکان «مکّه» و یا یهود «خیبر» کار ساده اى نبود، و مى بایست مسلمانان براى این درگیرى بزرگ کاملاً آماده شوند و خودسازى کنند.
به علاوه فاصله میان «مدینه» و سرزمین رومیان بسیار زیاد بود، و از همه گذشته، فصل تابستان، گرما و برداشت محصول غلات و میوه ها بود.
همه این امور، دست به دست هم داده و رفتن به سوى میدان جنگ را فوق العاده بر مسلمانان مشکل مى ساخت، تا آنجا که بعضى در اجابت دعوت پیامبر(صلى الله علیه وآله) تردید و دودلى نشان مى دادند!
آیات فوق نازل شد و با لحنى قاطع و کوبنده، به مسلمانان هشدار داد، اعلام خطر کرد و آنها را آماده این نبرد بزرگ ساخت.(1)
تفسیر:
باز هم حرکت به سوى میدان جهاد
همان گونه که در شأن نزول گفتیم، آیات فوق ناظر به جریان جنگ «تبوک» است.
«تبوک»، منطقه اى است میان «مدینه» و «شام» که الآن مرز کشور «حجاز» محسوب مى شود، و در آن روز نزدیک سرزمین امپراطورى روم شرقى که بر شامات تسلط داشت، محسوب مى شد.(2)
این واقعه در سال نهم هجرى، یعنى حدود یک سال بعد از جریان فتح «مکّه» روى داد، و از آنجا که درگیرى و مقابله در این میدان با یکى از ابرقدرت هاى جهان آن روز بود، نه با یک گروه کوچک یا بزرگ عرب، جمعى از مسلمانان از حضور در این میدان وحشت داشتند، لذا زمینه براى سمپاشى و وسوسه هاى منافقان کاملاً آماده بود، آنها نیز براى تضعیف روحیه مؤمنان از هیچ چیز فروگذار نمى کردند.
فصل چیدن میوه ها و برداشت محصول فرا رسیده بود و براى مردمى که یک زندگى محدود کشاورزى و دامدارى داشتند، این روزها ایام سرنوشت محسوب مى شد; چرا که رفاه یک سال زندگى آنها به آن بستگى داشت.
بُعد مسافت و گرمى هوا نیز ـ چنان که گفتیم ـ به این عوامل باز دارنده کمک مى کرد.
در اینجا وحى آسمانى به یارى مردم شتافت و آیات قرآن پشت سر یکدیگر نازل شد و در برابر این عوامل منفى قرار گرفت.
در انبوه این مشکلات، قرآن با شدت هر چه تمام تر مردم را به جهاد دعوت مى کند.
گاهى به زبان تشویق، گاهى به زبان ملامت و سرزنش، و گاهى به زبان تهدید، با آنها سخن مى گوید و از هر درى براى آماده ساختن آنها وارد مى شود.
نخست مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! چرا هنگامى که به شما گفته مى شود: در راه خدا و به سوى میدان جهاد حرکت کنید سستى و سنگینى به خرج مى دهید»؟ (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فی سَبیلِ اللّهِ اثّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ).
«اثّاقَلْتُمْ» از ماده «ثِقَل» به معنى سنگینى است، و جمله «اثّاقَلْتُمْ اِلَى الأَرْضِ» کنایه از تمایل به ماندن در وطن و حرکت نکردن به سوى میدان جهاد است.
و یا کنایه از تمایل به جهان ماده و چسبیدن به زرق و برق دنیا است، و در هر صورت این وضع گروهى از مسلمانان ضعیف الایمان بود، نه همه آنها و نه مسلمانان راستین و عاشقان جهاد در راه خدا.
سپس با سخن ملامت آمیزى مى گوید: «آیا به این زندگى دنیا، این زندگى پست و زودگذر و نا پایدار، به جاى زندگى وسیع و جاویدان آخرت راضى شده اید»؟ (أَ رَضیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الآْخِرَةِ).
«با این که فوائد و متاع زندگى دنیا در برابر زندگى آخرت یک امر ناچیز بیش نیست» (فَما مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا فِی الآْخِرَةِ إِلاّ قَلیلٌ).
چگونه ممکن است یک انسان عاقل تن به چنین مبادله زیانبارى بدهد؟ و چگونه متاع فوق العاده گران بها را به خاطر دستیابى به یک متاع ناچیز و کم ارزش از دست مى دهد؟
* * *
سپس مسأله از لحن ملامت آمیز بالاتر رفته و شکل یک تهدید جدى به خود مى گیرد و مى فرماید: «اگر شما به سوى میدان جنگ حرکت نکنید خداوند به عذاب دردناکى مجازاتتان خواهد کرد» (إِلاّ تَنْفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذاباً أَلیماً).
و اگر گمان مى کنید با کنار رفتن شما و پشت کردنتان به میدان جهاد چرخ پیشرفت اسلام از کار مى افتد و فروغ آئین خدا به خاموشى مى گراید، سخت در اشتباهید; زیرا: «خداوند گروهى غیر از شما از افراد با ایمان، مصمم و مطیع فرمان خود را به جاى شما قرار خواهد داد» (وَ یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ).
گروهى که از هر نظر مغایر شما هستند، نه تنها شخصیتشان بلکه ایمان، اراده، شهامت و فرمانبرداریشان غیر از شما است.
«و از این رهگذر هیچ گونه زیانى نمى توانید به خداوند و آئین پاک او وارد کنید» (وَ لا تَضُرُّوهُ شَیْئاً).
این یک واقعیت است، نه یک گفتگوى خیالى یا آرزوى دور و دراز; چرا که «خداوند بر هر چیز توانا است» (وَ اللّهُ عَلى کُلِّ شَیْء قَدیرٌ) و هر گاه اراده پیروزى آئین پاکش را کند، بدون گفتگو جامه عمل به آن خواهد پوشاند.
* * *
نکته ها:
1 ـ تأکیدهاى مکرّر بر مسأله جهاد
در دو آیه فوق از هفت طریق روى مسأله جهاد تأکید شده است.
نخست از طریق خطاب به افراد با ایمان.
دوم از طریق امر به حرکت به میدان جهاد.
سوم به وسیله تعبیر «فِى سَبِیْلِ اللّهِ».
چهارم استفهام انکارى درباره تبدیل دنیا به آخرت.
پنجم تهدید به «عَذاب أَلِیْم».
ششم تهدید به این که شما را از صحنه خارج مى کند و دیگران را به جاى شما مى گذارد.
و هفتم از طریق توجه به قدرت بى پایان خدا و این که سستى هاى شما هیچ گونه زیانى به پیشرفت کارها نمى رساند، بلکه هر زیانى باشد، دامنگیر خود شما مى شود.
* * *
2 ـ از شرایط مجاهد راستین
از آیات فوق به خوبى استفاده مى شود که دلبستگى مجاهدان به زندگى دنیا آنها را در امر جهاد سست مى کند.
مجاهدان راستین باید مردمى پارسا، زاهدپیشه و بى اعتنا به زرق و برق ها باشند. امام على بن الحسین(علیه السلام) در ضمن دعائى که براى مرزبانان کشورهاى اسلامى مى کند چنین مى گوید:
وَ أَنْسِهِمْ عِنْدَ لِقائِهِمُ الْعَدُوَّ ذِکْرَ دُنْیاهُمُ الْخَدّاعَةِ الْغَرُورِ وَ امْحُ عَنْ قُلُوبِهِمْ خَطَراتِ الْمالِ الْفَتُونِ:
«بارالها! فکر این دنیاى فریبنده را به هنگامى که آنها در برابر دشمنان قرار مى گیرند از نظرشان دور فرما! و اهمیت اموال فتنه انگیز و دلربا را از صفحه قلوبشان محو نما»! (تا با دلى لبریز از عشق تو براى تو پیکار کنند).(3)
و به راستى اگر شناخت درستى از وضع دنیا و آخرت و چگونگى این دو زندگى داشته باشیم، در مى یابیم که این یکى در مقابل آن، به قدرى محدود و ناچیز است که به حساب نمى آید. در حدیثى که از پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این زمینه نقل شده است مى خوانیم:
وَ اللّهِ مَا الدُّنْیا فِى الآخِرَةِ اِلاّ کَما یَجْعَلُ أَحَدُکُمْ اِصْبَعَهُ فِى الْیَمِّ ثُمَّ یَرْفَعُها فَلْیَنْظُرْ بِمَ تَرْجِعُ:
«به خدا سوگند! دنیا در برابر آخرت مثل این است که: یکى از شما انگشت خود را در دریا بزند و سپس بردارد و بنگرد چه مقدار از آب دریا را با آن برداشته است»؟!(4)
3 ـ منظور از گروه جانشین؟
در این که منظور از «گروهى» که خداوند در آیات فوق به آنها اشاره کرده چه اشخاصى هستند؟
بعضى از مفسران گفته اند: «ایرانیان».(5)
بعضى گفته اند: منظور مردم «یمن» مى باشند که هر کدام با شهامت هاى فوق العاده خود در پیشرفت اسلام سهم بسیار بزرگى داشتند.(6)
و بعضى اشاره به کسانى مى دانند که بعد از نزول این آیات، اسلام را پذیرفتند و از جان و دل در راه آن فداکارى به خرج دادند.
* * *
1 ـ این شأن نزول را به طور اجمال بسیارى از مفسران مانند: «طبرسى» در «مجمع البیان» (جلد 5، صفحه 55، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، طبع اول، 1415 هـ ق) و «فخر رازى» در «تفسیر کبیر» و«آلوسى» در «روح المعانى»،ذیل آیات مورد بحث آورده اند. («بحار الانوار»، جلد 21، صفحه 189).
2 ـ فاصله «تبوک» تا «مدینه» را 610 کیلومتر و تا «شام» 692 کیلومتر نوشته اند.
3 ـ «صحیفه سجادیه»، دعاى 27.
4 ـ «بحار الانوار»، جلد 70، صفحه 119 ـ تفسیر «صافى»، جلد 1، صفحه 411، مکتبة الصدر تهران،
طبع دوم، 1416 هـ ق ـ «درّ المنثور»، جلد 3، صفحه 239، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق ـ 2
«مسند احمد»، جلد 4، صفحه 229، دار صادر بیروت ـ «سنن ابن ماجه»، جلد 2، صفحه 1376، دار الفکر بیروت ـ «سنن ترمذى»، جلد 3، صفحه 384، دار الفکر بیروت، طبع دوم، 1403 هـ ق ـ تفسیر «قرطبى»،
جلد 4، صفحه 320، مؤسسة التاریخ العربى، بیروت، 1405 هـ ق.
5 و 6 ـ «بحار الانوار»، جلد 21، صفحه 190، و جلد 22، صفحه 52 ـ «درّ المنثور»، جلد 6، صفحه 67، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق (ذیل آیه 38 سوره «محمّد») ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «قرطبى»، ذیل آیه مورد بحث ـ «فتح القدیر» شوکانى، جلد 2، صفحه 362، عالم الکتب.