مريم
وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا 55
54وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعِیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ کانَ رَسُولاً نَبِیّاً
55وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیّاً
ترجمه:
54 ـ و در این کتاب (آسمانى) از اسماعیل (نیز) یاد کن، که او در وعده هایش صادق، و رسول و پیامبرى (بزرگ) بود!
55 ـ او همواره خانواده اش را به نماز و زکات فرمان مى داد; و همواره مورد رضایت پروردگارش بود.
تفسیر:
«اسماعیل» پیامبر صادق الوعد
بعد از ابراهیم(علیه السلام) و فداکارى هاى او و همچنین اشاره کوتاهى که به فرازى از زندگى موسى(علیه السلام) شد، سخن از «اسماعیل» بزرگترین فرزند ابراهیم(علیه السلام)، به میان مى آورد، و یاد ابراهیم(علیه السلام) را با یاد فرزندش اسماعیل، و برنامه هایش را با برنامه هاى او تکمیل مى کند، و پنج صفت، از صفات برجسته او را که مى تواند براى همگان الگو باشد، بیان مى نماید.
روى سخن را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) کرده مى گوید: «در کتاب آسمانیت از اسماعیل یاد کن» (وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعِیلَ).
«که او در وعده هایش صادق بود» (إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ).
«و پیامبر عالى مقامى بود» (وَ کانَ رَسُولاً نَبِیّاً).
* * *
«او همواره خانواده خود را به نماز و زکات، امر مى کرد» (وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ).
«و همواره مورد رضایت پروردگارش بود» (وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیّاً).
در این دو آیه، صادق الوعد بودن، پیامبر عالى مقام بودن، امر به نماز و پیوند و رابطه با خالق داشتن، امر به زکات و رابطه با خلق خدا برقرار نمودن، و بالاخره کارهائى انجام دادن که جلب خشنودى خدا را کند، از صفات این پیامبر بزرگ الهى شمرده شده است.
تکیه، روى وفاى به عهد، و توجه به تربیت خانواده، به اهمیت فوق العاده این دو وظیفه الهى اشاره مى کند که: یکى قبل از مقام نبوت او ذکر شده و دیگرى بلافاصله بعد از مقام نبوت.
در حقیقت تا انسان «صادق» نباشد، محال است به مقام والاى رسالت برسد; چرا که اولین شرط این مقام آن است که وحى الهى را بى کم و کاست، به بندگانش برساند، و لذا، حتى افراد معدودى که مقام عصمت را در پاره اى از ابعادش در انبیاء انکار مى کنند، مسأله صدق پیامبران را به عنوان یک شرط اساسى پذیرفته اند، صدق و راستى در خبرها، در وعده ها و در همه چیز.
در روایتى مى خوانیم: این که خداوند اسماعیل را، «صادق الوعد» شمرده به خاطر این است که: او به قدرى در وفاى به وعده اش اصرار داشت که با کسى در محلى وعده اى گذارده بود، او نیامد، اسماعیل همچنان تا یک سال در انتظار او بود ! هنگامى که بعد از این مدت آمد، اسماعیل گفت: من همواره در انتظار تو بودم!(1)
بدیهى است، هرگز منظور این نیست که: اسماعیل کار و زندگیش را تعطیل کرد، بلکه مفهومش این است که: در عین ادامه برنامه هایش مراقب آمدن شخص مزبور بود.
در زمینه وفاى به عهد ذیل آیه اول سوره «مائده» مشروحاً بحث کرده ایم.(2)
و از سوى دیگر، نخستین مرحله براى تبلیغ رسالت، شروع از خانواده خویشتن است، که از همه به انسان نزدیکتر مى باشند، به همین دلیل پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نیز نخست دعوت خود را از «خدیجه» همسر گرامیش و على(علیه السلام)پسرعمویش شروع کرد، سپس طبق فرمان «وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الاْ َقْرَبِینَ»(3) به بستگان نزدیکش پرداخت.
در آیه 132 سوره «طه» نیز مى خوانیم: وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها: «خانواده خود را به نماز دعوت کن و بر انجام نماز شکیبا باش».
نکته دیگر که در اینجا قابل ذکر است این که: با توصیف اسماعیل به «مرضى» بودن، در واقع اشاره به این حقیقت شده است که: او در کل برنامه هایش رضایت خدا را جلب کرده بود.
اصولاً، نعمتى از این بالاتر نیست که: معبود، مولا و خالق انسان از او راضى و خشنود باشد، به همین دلیل، در آیه 119 سوره «مائده» بعد از آن که نعمت بهشت جاویدان را براى بندگان خاص خدا بیان مى کند، در پایان مى گوید: رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ:
«خداوند از آنها خشنود و آنها نیز از او خشنود خواهند بود، و این فوز عظیم و رستگارى بزرگى است».(4)
* * *
1 ـ «اصول کافى»، جلد دوم، صفحه 86.
2 ـ جلد چهارم، صفحه 242.
3 ـ شعراء، آیه 214.
4 ـ در این زمینه در جلد پنجم تفسیر «نمونه»، صفحه 139 بحث مشروح ترى داشته ایم.