مريم
وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا ۚ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا 71
71وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلاّ وارِدُها کانَ عَلى رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیّاً
72ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظّالِمِینَ فِیها جِثِیّاً
ترجمه:
71 ـ و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم مى شوید; این امرى است قطعى بر پروردگارت!
72 ـ سپس آنها را که تقوا پیشه کردند از آن رهائى مى بخشیم; و ظالمان را ـ در حالى که به زانو در آمده اند ـ در آن رها مى سازیم.
تفسیر:
همه وارد جهنم مى شوند؟!
آیات فوق نیز، ادامه بحث در ویژگى هاى رستاخیز و پاداش و کیفر است.
نخست، به مطلبى که شاید شنیدنش براى غالب مردم شگفت انگیز باشد اشاره کرده مى گوید: «همه شما بدون استثنا وارد جهنم مى شوید» (وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلاّ وارِدُها).
«این امرى است حتمى و فرمانى است قطعى از پروردگارتان» (کانَ عَلى رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیّاً).
* * *
«سپس آنها که تقوا پیشه کردند را از آن نجات مى دهیم، و ظالمان و ستمگران را در حالى که از ضعف و ذلت به زانو در آمده اند در آن رها مى کنیم» (ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظّالِمِینَ فِیها جِثِیّاً).
* * *
در تفسیر این دو آیه میان مفسران گفتگوى دامنه دارى است، بر اساس این که منظور از «ورود» در جمله «وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلاّ وارِدُها» چیست؟
بعضى از مفسران معتقدند: «ورود» در اینجا به معنى نزدیک شدن و اشراف پیدا کردن است، یعنى همه مردم، خوبان و بدان، بدون استثنا براى حسابرسى یا براى مشاهده سرنوشت نهائى بدکاران، به کنار جهنم مى آیند، سپس خداوند پرهیزگاران را رهائى مى بخشد و ستمگران را در آن رها مى کند.
آنها براى این تفسیر به آیه 23 سوره «قصص» استدلال مى کنند: وَ لَمّا وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ...: «هنگامى که موسى کنار آب مدین رسید...» که در اینجا نیز ورود به همان معنى است.
تفسیر دومى که اکثر مفسران آن را انتخاب کرده اند این است که: «ورود» در اینجا به معنى دخول است و به این ترتیب، همه انسان ها بدون استثناء، نیک و بد، وارد جهنم مى شوند، منتها دوزخ بر نیکان سرد و سالم خواهد بود همان گونه که آتش نمرود بر ابراهیم(علیه السلام) (یا نارُ کُونِى بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِیْمَ);(1) چرا که آتش با آنها سنخیت ندارد، گوئى از آنان دور مى شود و فرار مى کند، و هر جا آنها قرار مى گیرند خاموش مى گردد، ولى دوزخیان که تناسب با آتش دوزخ دارند همچون ماده قابل اشتعالى که به آتش برسد، فوراً شعلهور مى شوند.
قطع نظر از این که فلسفه این کار چیست که بعداً به خواست خدا شرح خواهیم داد، بدون شک ظاهر آیه فوق، با تفسیر دوم هماهنگ است; زیرا معنى اصلى ورود، دخول است، و غیر آن نیاز به قرینه دارد.
علاوه بر این، جمله: ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوْا: «سپس پرهیزگاران را نجات مى دهیم» همچون جمله: نَذَرُ الظّالِمِینَ فِیها: «ستمگران را در آن وا مى گذاریم» همه، شاهد براى این معنى است.
به علاوه روایات متعددى در تفسیر آیه رسیده است که: این معنى را کاملاً تقویت مى کند:
از جمله از «جابر بن عبداللّه انصارى» چنین نقل شده که: شخصى از او درباره این آیه پرسید، «جابر» با هر دو انگشت به دو گوشش اشاره کرد و گفت: مطلبى با این دو گوش خود از پیامبر(صلى الله علیه وآله) شنیدم که اگر دروغ بگویم هر دو کر باد! مى فرمود: الوُرُودُ الدُّخُولُ، لایَبْقى بَرٌّ وَ لا فاجِرٌ إِلاّ یَدْخُلُها فَیَکُونُ عَلَى الْمُؤْمِنِیْنَ بَرْداً وَ سَلاماً کَما کانَتْ عَلى إِبْراهِیْمَ حَتّى أَنَّ لِلْنّارِ ـ أَوْ قالَ لِجَهَنَّمَ ـ ضَجِیْجاً مِنْ بَرْدِها، ثُمَّ یُنَجِّى اللّهُ الَّذِیْنَ اتَّقُوا وَ یَذَرُ الظّالِمِیْنَ فِیْها جِثِیّاً:
«ورود در اینجا به معنى دخول است هیچ نیکوکار و بدکارى نیست مگر این که داخل جهنم مى شود، آتش در برابر مؤمنان سرد و سالم خواهد بود، همان گونه که بر ابراهیم(علیه السلام) بود، تا آنجا که آتش ـ یا جهنم ـ (تردید از جابر است) از شدت سردى فریاد مى کشد، سپس خداوند پرهیزگاران را رهائى مى بخشد و ظالمان را در آن ذلیلانه رها مى کند».(2)
در حدیث دیگرى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: تَقُولُ النّارُ لِلْمُؤْمِنِ یَوْمَ الْقِیامَهِ جُزْ، یا مُؤْمِنُ! فَقَدْ أَطْفَأَ نُورُکَ لَهَبِى: «آتش به فرد با ایمان در روز قیامت مى گوید: زودتر از من بگذر که نورت، شعله مرا خاموش کرد»!(3)
این معنى از بعضى دیگر از روایات نیز استفاده مى شود.
تعبیر پر معنائى که درباره «پل صراط» در روایات آمده که آن بر روى جهنم کشیده شده، از مو باریک تر و از شمشیر تیزتر است نیز شاهد و گواه دیگرى بر این تفسیر است.(4)
اما این که بعضى مى گویند: آیه 101 سوره «انبیاء»: أُولئِکَ عَنْها مُبْعَدُونَ: «آنها (مؤمنان) از آتش دور خواهند بود» دلیل بر تفسیر اول است، صحیح به نظر نمى رسد; زیرا این آیه مربوط به جایگاه دائمى و قرارگاه همیشگى مؤمنان است، حتى در آیه بعد از آن مى خوانیم: لایَسْمَعُونَ حَسِیْسَها: «مؤمنان حتى صداى شعله هاى آتش را نمى شنوند».
«اگر ورود در آیه مورد بحث، به معنى نزدیک شدن باشد، نه با کلمه «مُبْعَدُون» سازگار است و نه با جمله «لایَسْمَعُونَ حَسِیْسَها».
* * *
پاسخ به یک سؤال
تنها سؤالى که در اینجا باقى مى ماند این است که: فلسفه این کار از نظر حکمت پروردگار چیست؟ به علاوه آیا مؤمنان از این کار آزار و عذابى نمى بینند؟
پاسخ این سؤال که از هر دو جنبه در روایات اسلامى وارد شده است، با کمى دقت روشن مى شود:
در حقیقت مشاهده دوزخ و عذاب هاى آن، مقدمه اى خواهد بود که مؤمنان از نعمت هاى خداداد بهشت، حداکثر لذت را ببرند; چرا که «قدر عافیت را کسى داند که به مصیبتى گرفتار آید» (وَ بِالأَضْدادِ تُعْرَفُ الاْ َشْیاءُ).
در اینجا مؤمنان گرفتار مصیبت نمى شوند، بلکه تنها صحنه مصیبت را مشاهده مى کنند و همان گونه که در روایات فوق خواندیم، آتش بر آنها سرد و سالم مى شود و نور آنها شعله آتش را تحت الشعاع قرار مى دهد.
به علاوه آنها چنان سریع و قاطع از آتش مى گذرند که کمترین اثرى در آنها نمى تواند داشته باشد، همان گونه که در حدیثى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده: یَرِدُ النّاسُ النّارَ ثُمَّ یَصْدُرُونَ بِأَعْمالِهِمْ فَأَوَّلُهُمْ کَلَمْعِ الْبَرْقِ، ثُمَّ کَمَرِّ الرِّیْحِ، ثُمَّ کَحُضْرِ الْفَرَسِ، ثُمَّ کَالرّاکِبِ، ثُمَّ کَشَدِّ الرَّجُلِ، ثُمَّ کَمَشْیِهِ:
«مردم همگى وارد آتش (دوزخ) مى شوند، سپس بر حسب اعمالشان از آن بیرون مى آیند، بعضى همچون برق، سپس کمتر از آن همچون گذشتن تندباد، بعضى همچون دویدن شدید اسب، بعضى همچون سوار معمولى، بعضى همچون پیاده اى که تند مى رود، و بعضى همچون کسى که معمولى راه مى رود».(5)
و از این گذشته، دوزخیان نیز از مشاهده این صحنه که بهشتیان با چنان سرعتى مى گذرند و آنها مى مانند، مجازات بیشترى مى بینند، و به این ترتیب پاسخ هر دو سؤال روشن مى شود.
* * *
1 ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 6، صفحه 4168 ـ و تفسیر «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث (با کمى تفاوت).
2 ـ انبیاء، آیه 69.
3 و4 ـ «نور الثقلین»، جلد 3، صفحات 353 و 354.
5 ـ تفسیر «نور الثقلین»، جلد 5، صفحه 572، ذیل آیه «إن ربک لبا المرصاد» (فجر ـ 14).