البقرة

إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ ۖ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ 131

ابراهیم(علیه السلام) انسان نمونه

در آیات گذشته تا حدودى شخصیت ابراهیم(علیه السلام) نشان داده شد، بعضى از خدمات ابراهیم(علیه السلام) و قسمت قابل توجهى از خواسته ها و تقاضاهاى او که جامع جنبه هاى مادى و معنوى بود مورد بررسى قرار گرفت.

از مجموع این بحث ها به خوبى استفاده شد که این پیامبر بزرگ، مى تواند یک الگو و اسوه براى همه حق طلبان جهان باشد، و مکتب او به عنوان یک مکتب انسان ساز مورد استفاده همگان قرار گیرد.

بر اساس همین مطلب، در نخستین آیه مورد بحث چنین مى فرماید: «چه کسى ـ جز افرادى که خود را به سفاهت افکنده اند ـ از آئین پاک ابراهیم روى گردان خواهد شد»؟ (وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهیمَ إِلاّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ).

آیا این سفاهت نیست که انسان، آئینى را با این پاکى و درخشندگى رها کند و در بیراهه هاى شرک، کفر و فساد، گام بگذارد؟

آئینى که با روح و فطرت انسان آشنا و سازگار است، و با عقل و خرد هماهنگ.

آئینى که هم آخرت در آن است، و هم دنیا را، رها کرده و به سراغ برنامه هائى برود که دشمن خرد و مخالف فطرت و تباه کننده دین و دنیا است.

پس از آن، اضافه مى کند: «ما ابراهیم را (به خاطر این امتیازات بزرگش) برگزیدیم و او در جهان دیگر از صالحان است» (وَ لَقَدِ اصْطَفَیْناهُ فِی الدُّنْیا وَ إِنَّهُ فِی الآْخِرَةِ لَمِنَ الصّالِحینَ).

آرى، ابراهیم(علیه السلام)، برگزیده خدا و سر سلسله صالحان است، و به همین دلیل، باید «اسوه» و «قدوه» باشد.

* * *

آیه بعد به عنوان تأکید، به یکى دیگر از ویژگى هاى صفات برگزیده ابراهیم(علیه السلام) که در واقع ریشه بقیه صفات او است اشاره کرده مى فرماید:

«به خاطر بیاورید هنگامى را که پروردگار به او گفت: در برابر فرمان من تسلیم باش! او گفت: در برابر پروردگار جهانیان تسلیم شدم» (إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمینَ).

آرى ابراهیم(علیه السلام) آن مرد فداکار و ایثارگر، هنگامى که نداى فطرت را از درون خود مى شنود که پروردگار به او فرمان «تسلیم باش!» مى دهد او تسلیم کامل خدا مى شود.

ابراهیم(علیه السلام) با فکر و درک خود مى یابد و مى بیند که ستارگان، ماه و خورشید همه غروب و افول دارند و محکوم قوانین آفرینش اند، لذا مى گوید: اینها خداى من نیستند: إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ حَنیفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ: «من روى خود را به سوى خدائى کردم که آسمان ها و زمین را آفرید و در این راه عقیده خود را خالص کردم و من از مشرکان نیستم».(1)

و در آیات گذشته دیدیم ابراهیم(علیه السلام) و اسماعیل(علیه السلام) پس از ساختن خانه کعبه، نخستین تقاضائى که از خدا ـ بعد از تقاضاى قبولى اعمالشان ـ کردند، این بود که آنها به راستى تسلیم فرمان او باشند و از دودمان آنها نیز امت مسلمى بپاخیزد.

در حقیقت، نخستین گام براى ایجاد ارزش در انسان، خلوص و پاکى است و به همین دلیل که ابراهیم(علیه السلام) خویش را منحصراً تسلیم فرمان حق کرد، محبوب خدا شد، خدا او را برگزید و به همین عنوان، او و مکتبش را معرفى کرد.

همه کارهاى ابراهیم(علیه السلام) از آغاز زندگى تا پایان، کم نظیر بود، مبارزه پى گیر او با بت پرستان و ستاره پرستان و در دل آتش قرار گرفتنش که حتى دشمن سر سختش «نمرود» را تحت تاثیر قرار داد و بى اختیار گفت: مَنِ اتَّخَذَ إِلهاً فَلْیَتَّخِذْ مِثْلَ إِلهِ إِبْراهِیم: «اگر کسى بخواهد خدائى برگزیند باید مثل خداى ابراهیم برگزیند».(2)

همچنین آوردن همسر و فرزند شیر خوار در آن بیابان خشک و سوزان، در آن سرزمین مقدس، و بناى خانه کعبه و بردن جوانش به قربانگاه، هر یک نمونه اى از طرز کار او بود.

* * *

و در آخرین آیه مورد بحث، به وصیت و سفارشى که در آخرین ایام عمر خود به فرزندانش نمود اشاره کرده که آن نیز نمونه بود، مى فرماید: «ابراهیم و یعقوب فرزندان خود را در بازپسین لحظات عمر به این آئین پاک توحیدى وصیت کردند» (وَ وَصّى بِها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یَعْقُوبُ).

هر کدام به فرزندان خود گفتند: «فرزندان من! خداوند این آئین توحید را براى شما برگزیده است» (یا بَنِیَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفى لَکُمُ الدِّینَ).

بنابراین جز بر این آئین رهسپار نشوید و جز با قلبى مملوّ از ایمان و تسلیم، جهان را وداع نگوئید» (فَلا تَمُوتُنَّ إِلاّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ).

قرآن با نقل وصیت ابراهیم(علیه السلام) گویا مى خواهد این حقیقت را بازگو کند که شما انسان ها تنها مسئول امروز فرزندانتان نیستید، مسئول آینده آنها نیز مى باشید تنها به هنگام چشم بستن از جهان نگران زندگى مادى فرزندانتان بعد از مرگتان نباشید، به فکر زندگى معنوى آنها نیز باشید.

نه تنها ابراهیم(علیه السلام) چنین وصیتى کرد که فرزندزاده اش یعقوب(علیه السلام) نیز همین روش را از نیاى خود ابراهیم(علیه السلام) اقتباس نمود و در بازپسین دم عمر، به فرزندانش گوشزد کرد، رمز پیروزى، موفقیت و سعادت در یک جمله کوتاه (تسلیم در برابر حق) خلاصه مى شود.

ذکر «یعقوب» از میان همه پیامبران در اینجا شاید براى این هدف باشد که به یهود و نصارى که هر کدام خود را به نوعى به یعقوب ارتباط مى دادند بفهماند این آئین شرک آلودى که شما دارید، این عدم تسلیم خالص در برابر حق که برنامه شما را تشکیل مى دهد، با روش کسى که خود را به او پیوند مى دهید سازگار نیست.


1 ـ انعام، آیه 79.

2 ـ «نور الثقلین»، جلد 3، صفحه 439 ـ «کافى»، جلد 8، صفحه 369 (دار الکتب الاسلامیة) ـ «بحار الانوار»، جلد 12، صفحات 33 و 39.