العنكبوت
وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ ۖ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ 43
41مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ
42إِنَّ اللّهَ یَعْلَمُ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مِنْ شَیْء وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
43وَ تِلْکَ الأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ وَ ما یَعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُونَ
44خَلَقَ اللّهُ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ
ترجمه:
41 ـ مَثَل کسانى که غیر از خدا را اولیاى خود برگزیدند، مَثَل عنکبوت است که خانه اى براى خود انتخاب کرده; در حالى که سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است اگر مى دانستند!
42 ـ خداوند آنچه را غیر از او مى خوانند مى داند، و او شکست ناپذیر و حکیم است.
43 ـ اینها مثال هائى است که ما براى مردم مى زنیم، و جز دانایان آن را درک نمى کنند.
44 ـ خداوند، آسمانها و زمین را به حق آفرید; در این آیتى است براى مؤمنان.
تفسیر:
تکیه گاه هاى سست، همچون لانه عنکبوت!
در آیات گذشته سرنوشت دردناک و غم انگیز مشرکان مفسد، و مستکبران لجوج، و ظالمان بیدادگر و خودخواه، بیان شد، به همین تناسب، در آیات مورد بحث مثال جالب و گویائى براى کسانى که غیر خدا را معبود و ولى خود قرار مى دهند بیان مى کند، که هر چه درباره این مثال بیندیشیم، نکات بیشترى از آن، عائدمان مى شود.
مى فرماید: «کسانى که غیر از خدا را ولى و معبود خود برگزیدند، همچون عنکبوتند که خانه اى براى خود برگزیده، و سست ترین خانه ها، خانه عنکبوت است، اگر مى دانستند»! (مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ).
چه مثال رسا و جالبى! و چه تشبیه گویا و دقیقى؟!
درست دقت کنید: هر حیوان و حشره اى براى خود خانه و لانه اى دارد، اما هیچ یک از این خانه ها، به سستى خانه «عنکبوت» نیست.
اصولاً، خانه باید دیوار و سقف و درى داشته باشد، و صاحب آن را از حوادث حفظ کند، طعمه و غذا و نیازهاى او را در خود نگاه دارد.
بعضى از خانه ها سقف ندارند اما لااقل دیوارى دارند یا اگر دیوار ندارند، سقفى دارند.
اما لانه «عنکبوت» که از تعدادى تارهاى بسیار نازک، ساخته شده، نه دیوارى دارد، نه سقفى، نه حیاطى و نه درى، اینها همه از یک سو.
از سوى دیگر، مصالح آن به قدرى سست و بى دوام است که در برابر هیچ حادثه اى مقاومت نمى کند.
اگر نسیم ملایمى بوزد، تار و پودش را درهم مى ریزد!
اگر چند قطره باران بر آن ببارد، آن را متلاشى مى کند!
کمترین شعله آتشى به آن برسد، نابودش مى سازد.
حتى اگر گرد و غبار بر آن بنشیند پاره پاره مى شود، و از سقف خانه آویزان مى گردد.
معبودهاى دروغین این گروه نیز، نه سودى دارند و نه زیانى، نه مشکلى را حل مى کنند، و نه در روز بیچارگى پناهگاه کسى هستند.
درست است که این خانه براى «عنکبوت» با آن پاهاى بلند و طولانیش هم مرکز استراحت است و هم در و دکان و دامى براى صید حشرات و تحصیل غذا.
ولى، در مقایسه با خانه هاى حیوانات و حشرات دیگر، بى نهایت سست و بى دوام است.
کسانى که، غیر خدا را تکیه گاه خود قرار دهند، تکیه آنها بر تار «عنکبوت» است.
آنها که غیر از خدا را معبود خویش برگزینند، تکیه آنها بر تار «عنکبوت» است، تخت و تاج فرعون ها، اموال بى حساب قارون ها، قصرها و گنج هاى شاهان، همه، مانند تارهاى «عنکبوت» است.
بى دوام، سست، غیر قابل اعتماد و ناپایدار در برابر طوفان حوادث.
تاریخ نیز نشان مى دهد که، به راستى هیچ یک از این امور نمى تواند تکیه گاه انسان گردد.
ولى، آنها که بر ایمان و توکل بر خدا، تکیه مى کنند، تکیه بر سدّ پولادین دارند.
* * *
ذکر این نکته نیز در اینجا ضرورى است: خانه «عنکبوت» و تارهاى او، با این که ضرب المثل در سستى مى باشد، خود از عجائب آفرینش است که دقت در آن انسان را به عظمت آفریدگار آشناتر مى کند.
تارهاى «عنکبوت» از مایع لزجى ساخته مى شود که در حفره هاى بسیار کوچکى همچون سر سوزن، در زیر شکم او قرار دارد، این مایع داراى ترکیب خاصى است، که هر گاه در مجاورت هوا قرار گیرد سخت و محکم مى شود.
«عنکبوت» آن را به وسیله چنگال مخصوصش از این حفره ها بیرون کشیده، و تارهاى خود را از آن مى سازد.
مى گویند: هر عنکبوت قادر است با همین مایع بسیار مختصر، که در اختیار دارد، در حدود پانصد متر از این تارها بتند!
بعضى نوشته اند: سستى این تارها بر اثر نازکى فوق العاده است، و گرنه از تار فولادینى که به ضخامت آن باشد محکم تر است!.
عجیب این که، این تارها گاهى هر کدام از چهار رشته تشکیل شده و هر رشته اى نیز خود از هزار رشته! تشکیل یافته، که هر کدام از سوراخ بسیار کوچکى که در بدن او است بیرون مى آید، اکنون فکر کنید: هر یک از این تارهاى فرعى چه اندازه ظریف و دقیق و باریک تهیه مى شود.
علاوه بر عجائبى که در مصالح ساختمانى «خانه عنکبوت» به کار رفته، شکل ساختمانى و مهندسى آن نیز، جالب است، اگر به خانه هاى سالم «عنکبوت» دقت کنیم، منظره جالبى همچون یک خورشید، با شعاع هایش، بر روى پایه هاى مخصوصى از همین تارها، مشاهده مى کنیم، البته این خانه، براى «عنکبوت» خانه مناسب و ایده آلى است، ولى، در مجموع سست تر از آن تصور نمى شود، و این چنین است معبودهائى را که غیر از خدا مى پرستند.
با توجه به این که: «عنکبوت» تنها یک نوع نیست، بلکه بعضى از دانشمندان مدعى هستند: تاکنون بیست هزار نوع «عنکبوت» شناخته شده است! و هر کدام ویژگى هائى دارند، عظمت قدرت خدا در آفرینش این موجود کوچک، آشکارتر مى شود.
ضمناً تعبیر به «اولیاء» (جمع ولى) به جاى «اصنام» و بتها، شاید براى اشاره به این نکته است که: نه فقط معبودهاى ساختگى، که پیشوایان و رهبران غیر الهى، نیز در همین حکمند.
جمله «لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ» (اگر مى دانستند) که در آخر آیه آمده است، مربوط به بتها و معبودهاى دروغین است، نه مربوط به سستى خانه عنکبوت، چرا که سستى آن را همه مى دانند، بنابراین، مفهوم جمله چنین است: اگر آنها از سستى معبودان و پایگاه هائى که غیر از خدا برگزیده اند، با خبر بودند به خوبى مى دانستند: اینها در سستى همانند تار عنکبوتند.
* * *
در آیه بعد، هشدار تهدیدآمیزى به این مشرکان غافل و بى خبر مى دهد، مى گوید: «خداوند آنچه را که آنها غیر از او مى خوانند، مى داند» (إِنَّ اللّهَ یَعْلَمُ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مِنْ شَیْء).
شرک آشکار آنها، و شرک مخفى و پنهانشان، هیچ یک بر خدا پوشیده نیست.
«و او است قادر شکست ناپذیر و حکیم على الاطلاق» (وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ).
اگر مهلت به آنها مى دهد، نه به خاطر آنست که نمى داند، یا قدرتش محدود است، بلکه، حکمت او ایجاب مى کند: فرصت کافى دهد تا بر همه اتمام حجت شود، و آنها که شایسته هدایتند، هدایت گردند.
بعضى از مفسران، این جمله را اشاره به بهانه هائى دانسته اند که مشرکان براى خود درست مى کردند، و آن این که: اگر ما این بتها را مى پرستیم، نه به خاطر خودشان است، اینها در حقیقت، مظهر و سمبل ستارگان آسمان، و پیامبران و فرشتگان هستند، ما در حقیقت براى آنها سجده مى کنیم، و از آنها احترام به عمل مى آوریم، و خیر و شر ما و سود و زیان ما در دست آنها است.
قرآن مى گوید: خدا مى داند شما چه چیزهائى را مى خوانید، هر که باشند و هر چه باشند، در برابر قدرت فرمان او چون تار عنکبوتند، و از خود چیزى ندارند که به شما بدهند.
* * *
سومین آیه مورد بحث، گویا اشاره به ایرادى است که دشمنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) در برابر این مثال ها به او مى کردند، مى گفتند: چگونه ممکن است خدائى که آفریننده زمین و آسمان است، به «عنکبوت» و مگس و حشرات و مانند اینها مثال بزند؟.
قرآن در پاسخ آنها مى گوید: «اینها مثال هائى است که ما براى مردم مى زنیم، و جز عالمان آن را درک نمى کنند» (وَ تِلْکَ الأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ وَ ما یَعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُونَ).
اهمیت و ظرافت مثال، در بزرگى و کوچکى آن نیست، بلکه در انطباق آن بر مقصود است، گاه کوچک بودن آن بزرگترین نقطه قوت آن است.
فى المثل، هنگامى که سخن از تکیه گاه هاى سست و بى اساس است، باید مثال را از تار عنکبوت انتخاب کرد، که بهتر از هر چیز مى تواند این سستى و ناپایدارى و عدم ثبات را منعکس کند، این عین فصاحت و بلاغت است.
اینجا است که مى گوید: تنها عالمان هستند که ریزه کارى هاى مثال هاى قرآن را درک مى کنند.
* * *
در آخرین آیه مورد بحث، اضافه مى کند: «خداوند آسمانها و زمین را به حق آفریده، و در این نشانه عظیمى است براى افراد با ایمان» (خَلَقَ اللّهُ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ).
باطل و بیهوده در کار او راه ندارد، اگر مثال به عنکبوت و خانه سست و بى بنیادش مى زند، روى حساب است، و اگر موجود کوچکى را براى تمثیل برگزیده براى بیان حق است، و گرنه او آفریننده بزرگترین کهکشان ها و منظومه هاى آسمانى است.
جالب این که: در پایان این چند آیه، تکیه روى «علم» و «ایمان» است، در یک جا مى فرماید: «لَوْ کانُوا یَعْلَمُون» (اگر مى دانستند) جاى دیگرى مى فرماید: «وَ ما یَعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُونَ» (جز عالمان آگاه این مثل ها را درک نمى کنند).
و در اینجا مى فرماید: «إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ» (در این، نشانه بزرگى است براى افراد با ایمان).
اشاره به این که: چهره حق روشن و آفتابى است، اما در زمینه هاى مستعد شکوفا مى شود، قلبى آگاه، و جستجوگر، روحى بیدار و تسلیم در مقابل حق، لازم است و اگر این کوردلان، جمال حق را نمى بینند، نه به خاطر خفاى آن است که به خاطر نابینائى آنها است.
* * *