المائدة
لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ 120
رستگارى بزرگ
در تعقیب سخن از گفتگوى خداوند با حضرت مسیح(علیه السلام) در روز رستاخیز که شرح آن در آیات قبل گذشت، در این آیه مى خوانیم: «خداوند پس از این گفتگو چنین مى فرماید: امروز روزى است که راستى راستگویان به آنها سود مى بخشد» (قالَ اللّهُ هذا یَوْمُ یَنْفَعُ الصّادِقینَ صِدْقُهُمْ).
البته منظور از این جمله، صدق و راستى در گفتار و کردار در دنیا است، که در آخرت مفید واقع مى شود، و گر نه صدق و راستى در آخرت که محل تکلیف نیست فایده اى نخواهد داشت.
به علاوه اوضاع آن روز چنان است که: هیچ کس نمى تواند جز راست بگوید، و حتى گناهکاران و خطاکاران، همگى به اعمال بد خویش اعتراف مى کنند و به این ترتیب، در آن روز دروغگوئى وجود ندارد.
بنابراین، آنها که مسئولیت و رسالت خود را انجام دادند و جز راه صدق و درستى نپیمودند، مانند: مسیح(علیه السلام) و پیروان راستین او، یا پیروان راستین سایر پیامبران که در این دنیا از در صدق وارد شدند، از کار خود بهره کافى خواهند برد.
ضمناً از این جمله، اجمالاً استفاده مى شود که: تمام نیکى ها را مى توان در عنوان صدق و راستى خلاصه کرد.
صدق و راستى در گفتار.
صدق و راستى در عمل، و در روز رستاخیز تنها سرمایه صدق و راستى است که به کار مى آید، نه غیر آن.
پس از آن پاداش صادقان را چنین بیان مى کند: «براى آنها باغ هائى از بهشت است که از زیر درختان آن، نهرها جارى است، و جاودانه در آن خواهند ماند» (لَهُمْ جَنّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً).
و از این نعمت مادى مهم تر این است که: «هم خداوند از آنها راضى است و هم آنها از خداوند راضى و خشنودند» (رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ).
و شک نیست که: «این موهبت بزرگ که جامع میان موهبت مادى و معنوى است رستگارى بزرگ محسوب مى شود» (ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ).
قابل توجه این که: در این آیه، پس از ذکر باغ هاى بهشت، با آن همه نعمت هایش، نعمت خشنودى خداوند از بندگان و بندگان از خداوند را ذکر مى کند، و به دنبال آن، «ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ» مى گوید، و این نشان مى دهد: تا چه اندازه این رضایت دو جانبه، واجد اهمیت است (رضایت پروردگار از بندگان و رضایت بندگان از پروردگار); زیرا ممکن است: انسان غرق عالى ترین نعمت ها باشد، ولى هنگامى که احساس کند مولا، معبود و محبوب او از او ناراضى است، تمام آن نعمت ها و مواهب در کام جانش تلخ مى گردد.
و نیز ممکن است: انسان واجد همه چیز باشد، ولى به آنچه دارد راضى و قانع نباشد.
بدیهى است: آن همه نعمت با این روحیه او را خوشبخت نخواهد کرد، ناراحتى مرموزى دائماً او را آزار و شکنجه مى دهد، و آرامش روح و روان را که بزرگ ترین موهبت الهى است از او مى گیرد.
علاوه بر این، هنگامى که خدا از کسى خشنود باشد، هر چه بخواهد به او مى دهد و هنگامى که هر چه خواست به او داد، او نیز خشنود مى شود، نتیجه این که بالاترین نعمت این است که: خدا از انسان خشنود و او نیز از خدایش راضى باشد.
* * *
در آخرین آیه به مالکیت و حکومت خدا بر آسمان ها و زمین و آنچه در آنها است اشاره شده و عمومیت قدرت او بر همه چیز را چنین بیان مى کند: «حکومت آسمان ها و زمین و آنچه در آنها است از آنِ خدا است و او بر هر چیزى توانا است» (لِلّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ وَ ما فیهِنَّ وَ هُوَ عَلى کُلِّ شَیْء قَدیرٌ).
ذکر این جمله در واقع به عنوان دلیل و علت براى رضایت بندگان از خدا است; زیرا کسى که بر همه چیز توانا است و بر سراسر عالم هستى حکومت مى کند، توانائى دارد که هر چه بندگان از او بخواهند به آنها ببخشد، و آنها را خشنود و راضى گرداند.
ضمناً مى تواند اشاره اى به نادرستى عمل «نصارى» در پرستش «مریم»(علیها السلام)بوده باشد; زیرا عبادت، تنها شایسته کسى است که بر سراسر عالم آفرینش حکومت مى کند، نه «مریم»(علیها السلام) که مخلوقى بیش نبوده است.
* * *