المائدة

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ 59

 

شأن نزول:

از «عبداللّه بن عباس» نقل شده که: جمعى از یهود نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمده، درخواست کردند: عقائد خود را براى آنها شرح دهد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود:

من به خداى بزرگ و یگانه ایمان دارم، و آنچه بر ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب، موسى، عیسى(علیهم السلام) و همه پیامبران الهى نازل شده را حق مى دانم، و در میان آنها جدائى نمى افکنم.

آنها گفتند: ما عیسى(علیه السلام) را نمى شناسیم و به پیامبرى نمى پذیریم، سپس افزودند:

ما هیچ آئینى را بدتر از آئین شما سراغ نداریم! آیات فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت.(1)

تفسیر:

آیا پاداش ایمان به خدا و پیامبران این است؟

در آیه نخست، خداوند به پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور مى دهد که از اهل کتاب چنین سؤال کند: «بگو: چه کار خلافى از ما سر زده که شما از ما عیب مى گیرید و انتقاد مى کنید، جز این است که ما به خداى یگانه ایمان آورده ایم و در برابر آنچه بر ما و بر انبیاء پیشین نازل شده، تسلیم هستیم» (قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنّا إِلاّ أَنْ آمَنّا بِاللّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ).(2)

این آیه، در حقیقت اشاره به گوشه اى دیگر از لجاجت ها و تعصب هاى بى مورد یهود مى کند که براى غیر خود و غیر آئین تحریف شده خویش هیچگونه ارزشى قائل نبودند و به خاطر همین تعصب شدید، حق در نظر آنها باطل و باطل در نظر آنان حق جلوه مى کرد.

و در پایان آیه، جمله اى مى بینیم که در حقیقت بیان علت جمله قبل است این جمله مى گوید: «بیشتر شما فاسق و آلوده به گناهید» (وَ أَنَّ أَکْثَرَکُمْ فاسِقُونَ).

اگر شما توحید خالص و تسلیم در برابر تمام کتب آسمانى را بر ما ایراد مى گیرید به خاطر آن است که بیشتر شما فاسق و آلوده به گناه شده اید، چون خود شما آلوده و منحرفید اگر کسانى پاک و بر جاده حق باشند، در نظر شما عیب است.

اصولاً در محیط هاى آلوده که اکثریت آن را افراد فاسق و آلوده به گناه تشکیل مى دهند، گاهى مقیاس حق و باطل آن چنان دگرگون مى شود که عقیده پاک و عمل صالح، زشت و قابل انتقاد مى گردد، و عقائد و اعمال نادرست، زیبا و شایسته تحسین جلوه مى کند، این، خاصیت همان مسخ فکرى است که بر اثر فرو رفتن در گناه و خو گرفتن به آن به انسان دست مى دهد.

ولى باید توجه داشت: آیه ـ همان طور که سابقاً هم اشاره کرده ایم ـ همه اهل کتاب را مورد انتقاد قرار نمى دهد، بلکه حساب اقلیت صالح را با کلمه «أکثر» در اینجا نیز به دقت جدا کرده است.

* * *

در آیه دوم، عقائد تحریف شده و اعمال نادرست اهل کتاب، و کیفرهائى که دامنگیر آنها گردیده است را با وضع مؤمنان راستین و مسلمان مقایسه کرده، تا معلوم شود کدام یک از این دو دسته درخور انتقاد و سرزنش هستند.

این یک پاسخ منطقى است که براى متوجه ساختن افراد لجوج و متعصب به کار مى رود.

در این مقایسه چنین اعلام مى دارد: اى پیامبر به آنها بگو آیا ایمان به خداى یگانه و کتب آسمانى داشتن درخور سرزنش و ایراد است، یا اعمال نارواى کسانى که گرفتار آن همه مجازات الهى شدند؟

«به آنها بگو آیا شما را آگاه کنم از کسانى که پاداش کارشان در پیشگاه خدا از این بدتر است»؟ (قُلْ هَلْ أُنَبِّئُکُمْ بِشَرّ مِنْ ذلِکَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللّهِ).(3)

شک نیست که ایمان به خدا و کتب آسمانى، چیز بدى نیست، و این که در آیه فوق آن را با اعمال و افکار اهل کتاب مقایسه کرده، مى گوید: «کدام یک بدتر است»؟! در حقیقت یک نوع کنایه مى باشد، همان طور که گاهى مى بینیم فرد ناپاکى از فرد پاکى انتقاد مى کند، او در جواب مى گوید: آیا پاکدامنان بدترند یا آلودگان؟

سپس به تشریح این مطلب پرداخته، مى فرماید: «آنها که بر اثر اعمالشان مورد لعن و غضب پروردگار واقع شدند، از آنها «میمون ها» و «خوک هائى» قرار داده، و آنها که پرستش طاغوت و بت نمودند، مسلماً این چنین افراد، موقعیتشان در این دنیا و محل و جایگاهشان در روز قیامت بدتر خواهد بود، و از راه راست و جاده مستقیم گمراه ترند» (مَنْ لَعَنَهُ اللّهُ وَ غَضِبَ عَلَیْهِ وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازیرَ وَ عَبَدَ الطّاغُوتَ أُولئِکَ شَرٌّ مَکاناً وَ أَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبیلِ).(4)

درباره معنى مسخ و تغییر چهره دادن بعضى از انسان ها و این که آیا منظور از آن مسخ و دگرگون شدن چهره جسمانى است یا دگرگونى چهره فکرى و اخلاقى، به خواست خدا به طور مشروح در ذیل آیه 163 سوره «اعراف» سخن خواهیم گفت.

* * *


1 ـ «مجمع البیان»، جلد 3، صفحه 367، ذیل آیه، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ تفسیر «تبیان»، جلد 1، صفحه 481، و جلد 3، صفحات 570 و 571، مکتب الاعلام الاسلامى، طبع اول، 1409 هـ ق ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 6، صفحه 233، مؤسسة التاریخ العربى بیروت، 1405 هـ ق ـ «درّ المنثور»، جلد 2، صفحات 294 و 295، دار المعرفة، مطبعة الفتح جدة، طبع اول، 1365 هـ ق.

2 ـ «تَنْقِمُونَ» از ماده «نقمت» در اصل، به معنى انکار کردن چیزى است با زبان و یا به وسیله عمل، و مجازات نمودن.

3 ـ «مَثُوبَةً» و «ثواب» در اصل، به معنى رجوع و بازگشت به حالت اول است و به هرگونه سرنوشت یا جزا (پاداش و کیفر) نیز گفته مى شود، ولى غالباً در مورد پاداش هاى نیک به کار مى رود، و گاهى به معنى مجازات نیز به کار رفته، در آیه فوق مى تواند به معنى سرنو شت و یا به معنى جزا و کیفر بوده باشد.

4 ـ «سَواء» در لغت به معنى مساوات، اعتدال و برابرى است، و این که به جاده مستقیم در آیه فوق «سواء السبیل» گفته شده به خاطر آن است که قسمت هاى آن برابر و دو طرف آن مساوى و هموار است، و به هر روش معتدل و منظم و خالى از انحراف، راه راست گفته مى شود.

ضمناً باید توجه داشت: جمله «عَبَدَ الطّاغُوتَ» عطف بر جمله «مَنْ لَعَنَهُ اللّهُ» مى باشد و «عَبَدَ» فعل ماضى است نه جمع «عبد»، آن چنان که بعضى احتمال داده اند.

و این که: در آیه فوق نسبت پرستش طاغوت به اهل کتاب داده شده، یا اشاره به گوساله پرستى یهود است و یا اشاره به تسلیم بى قید و شرط آنها در برابر پیشوایان منحرفشان.