الأنعام
وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ كَذَٰلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ 108
دشنام دادن ممنوع
به دنبال بحثى که درباره منطقى بودن تعلیمات اسلام و لزوم دعوت از راه استدلال، نه از راه اجبار، در آیات قبل گذشت، در این آیه، تأکید مى کند: «هیچ گاه بت ها و معبودهاى مشرکان را دشنام ندهید; زیرا این عمل سبب مى شود آنها نیز نسبت به ساحت قدس خداوند همین کار را از روى ظلم و ستم و جهل و نادانى انجام دهند» (وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّوا اللّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْم).
به طورى که از بعضى روایات استفاده مى شود، جمعى از مؤمنان بر اثر ناراحتى شدید که از بت پرستى داشتند، گاهى بت هاى مشرکان را به باد ناسزا گرفته و به آنها دشنام مى دادند.
قرآن صریحاً از این موضوع، نهى کرد و رعایت اصول ادب، عفت و نزاکت در بیان را ـ حتى در برابر خرافى ترین و بدترین ادیان ـ لازم مى شمارد.(1)
دلیل این موضوع، روشن است; زیرا با دشنام و ناسزا نمى توان کسى را از مسیر غلط باز داشت، بلکه به عکس، تعصب شدید آمیخته با جهالت که در این گونه افراد است، سبب مى شود روى دنده لجاجت افتاده، در آئین باطل خود راسخ تر شوند.
سهل است زبان به بدگوئى و توهین نسبت به ساحت قدس پروردگار بگشایند; چرا که هر گروه و ملتى نسبت به عقائد و اعمال خود، تعصب دارد که قرآن در جمله بعد به این معنى اشاره کرده، مى گوید: «ما این چنین براى هر جمعیتى عملشان را زینت دادیم» (کَذلِکَ زَیَّنّا لِکُلِّ أُمَّة عَمَلَهُمْ).
و در پایان آیه مى فرماید: «سرانجام بازگشت همه آنها به سوى خدا است، و به آنها خبر مى دهد که چه اعمالى انجام داده اند» (ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ).
* * *
نکته ها:
1 ـ تزیین اعمال
در آیه فوق، زینت دادن اعمال نیک و بد هر کس در نظرش را، به خدا نسبت داده شده، ممکن است این موضوع براى بعضى مایه تعجب گردد که مگر ممکن است خداوند عمل بد کسى را در نظرش زینت دهد؟!
پاسخ این سؤال را بارها گفته ایم که: این گونه تعبیرات، اشاره به خاصیت و اثر عمل است، یعنى هنگامى که انسان کارى را به طور مکرر انجام دهد، کم کم قبح و زشتى آن در نظرش از بین مى رود، و حتى به صورت جالبى جلوه گر مى شود.
و از آنجا که علت العلل، مسبب الاسباب و آفریدگار هر چیز، خدا است و همه تأثیرات به خدا منتهى مى شود، این گونه آثار در زبان قرآن گاهى به او نسبت داده مى شود (دقت کنید).
به تعبیر روشن تر جمله «زَیَّنّا لِکُلِّ أُمَّة عَمَلَهُمْ» چنین معنى مى دهد: آنها را گرفتار نتیجه سوء اعمالشان کردیم، تا آنجا که زشت در نظرشان زیبا جلوه کرد.
و از اینجا روشن مى شود این که: در بعضى از آیات قرآن زینت دادن عمل به شیطان نسبت داده شده نیز منافاتى با این موضوع ندارد; زیرا شیطان آنها را به انجام عمل زشت وسوسه مى کند، آنها نیز در برابر وسوسه هاى شیطان تسلیم مى شوند و سرانجام گرفتار عواقب شوم عمل خود مى گردند.
و به تعبیر علمى، سببیت از ناحیه خدا است اما ایجاد سبب، به وسیله این افراد و وسوسه هاى شیطانى است (دقت کنید).(2)
* * *
2 ـ ترک دشنام در روایات
در روایات اسلامى نیز منطق قرآن درباره ترک دشنام به گمراهان و منحرفان، تعقیب شده، و پیشوایان بزرگ اسلام به مسلمانان دستور داده اند، همیشه روى منطق و استدلال تکیه کنند و به حربه بى حاصل دشنام نسبت به معتقدات مخالفان، متوسل نشوند، در «نهج البلاغه» مى خوانیم: على(علیه السلام) به
جمعى از یارانش که پیروان معاویه را در ایام جنگ صفین دشنام مى دادند مى فرماید: إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبّابِینَ وَ لکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمالَهُمْ وَ ذَکَرْتُمْ حالَهُمْ کانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ:
«من خوش ندارم که شما فحاش باشید، اگر شما به جاى دشنام، اعمال آنها را برشمرید و حالات آنها را متذکر شوید (و روى اعمالشان تجزیه و تحلیل نمائید) به حق و راستى نزدیک تر است و براى اتمام حجت بهتر».(3)
* * *
3 ـ چگونه ممکن است بت پرستان نسبت به خدا بدگوئى کنند؟
گاهى ایراد مى شود: چگونه ممکن است بت پرستان نسبت به خدا بدگوئى کنند در حالى که آنها غالباً اعتقاد به «اللّه» (خدا) داشتند و بت را شفیع بر درگاه او مى دانستند؟
پاسخ این است: اگر ما در وضع عوام لجوج و متعصب دقت کنیم خواهیم دید، این موضوع چندان تعجب ندارد، این گونه افراد هنگامى که ناراحت شوند، سعى دارند طرف را به هر قیمتى که شده است ناراحت کنند، حتى اگر از طریق بدگوئى به معتقدات مشترک طرفین باشد.
«آلوسى» دانشمند معروف سنى، در تفسیر «روح المعانى» نقل مى کند: بعضى از عوام جاهل هنگامى که مشاهده کرد بعضى از شیعیان، شیخین را سبّ مى کند، ناراحت شد و شروع به اهانت به مقام على(علیه السلام) کرد.
هنگامى که از او سؤال کردند: چرا به على(علیه السلام) که مورد احترام تو است اهانت مى کنى؟
گفت: من مى خواستم شیعه ها را ناراحت کنم; زیرا هیچ چیز را ناراحت کننده تر از این موضوع براى آنها ندیدم! و بعد او را به توبه از این عمل وادار ساختند.(4)
* * *
1 ـ «مجمع البیان»، جلد 4، صفحه 132، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 هـ ق ـ «بحار الانوار»، جلد 18، صفحه 158 ـ «جامع البیان»، جلد 7، صفحه 404، دار الفکر بیروت، 1415 هـ ق ـ تفسیر «ابن کثیر»، جلد 2، صفحه 169، دار المعرفة بیروت، 1412 هـ ق ـ
«درّ المنثور»، جلد 3، صفحه 38، دار المعرفة، مطبعة الفتح جدة، طبع اول، 1365 هـ ق.
2 ـ در آیات قرآن در 8 مورد، زینت دادن اعمال زشت و بد به شیطان نسبت داده شده، 10 مورد به صورت فعل مجهول (زُیِّنَ) آمده و در دو مورد به خداوند نسبت داده شده است، با توجه به آنچه در بالا گفته شد معنى هر سه، روشن مى گردد.
3 ـ «نهج البلاغه»، بخش خطبه ها، کلام 206، صبحى صالح.
4 ـ تفسیر «روح المعانى» آلوسى، جلد 7، صفحه 218.