الأنعام

بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِن شَاءَ وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ 41

توحید فطرى

قرآن در این آیات روى سخن را به مشرکان کرده و از راه دیگرى براى توحید و یگانه پرستى، در برابر آنها، استدلال مى کند، به این طریق که لحظات فوق العاده سخت و دردناک زندگى را به خاطر آنها مى آورد، و از وجدان آنها استمداد مى جوید که در این گونه لحظات که همه چیز را به دست فراموشى مى سپارند آیا پناهگاهى جز خدا براى خودشان فکر مى کنند؟! مى فرماید:

«اى پیامبر! به آنها بگو: اگر عذاب دردناک خداوند به سراغ شما بیاید و یا قیامت با آن همه هول و هیجان و حوادث وحشتناک بر پا شود، راست بگوئید: آیا غیر از خدا را براى برطرف ساختن شدائد خود مى خوانید»؟ (قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السّاعَةُ أَ غَیْرَ اللّهِ تَدْعُونَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ).(1)

روح معنى این آیه، نه تنها براى مشرکان، براى همه کس به هنگام بروز شدائد و حوادث سخت، قابل درک است.

ممکن است در حال عادى و در حوادث کوچک انسان به غیر خدا متوسل گردد، اما هنگامى که حادثه فوق العاده شدید باشد، انسان همه چیز را فراموش مى کند، ولى در همین حال، در اعماق دل خود یک نوع امیدوارى به نجات که از منبع قدرت مرموز و نامشخصى سرچشمه مى گیرد احساس مى کند، این همان توجه به خدا و حقیقت توحید است.

حتى مشرکان و بت پرستان در چنین لحظاتى سخنى از بت ها به میان نمى آورند و همه را به دست فراموشى مى سپرند.

* * *

در آیه بعد پاسخ را از ضمیر آنها استخراج کرده، مى فرماید: «بلکه تنها او را مى خوانید، او هم اگر بخواهد مشکل شما را بر طرف مى کند، و شریک هائى که براى خدا درست کرده بودید همه را فراموش مى کنید» (بَلْ إِیّاهُ تَدْعُونَ فَیَکْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِکُونَ).

در این آیه به سه نکته توجه داده شده:

نخست این که: پاسخ درونى آنها چیست؟

دیگر این که: نجات و عدم نجات آنها به خواست خدا است.

و سوم این که: تمام بت ها و عقائد خرافى و مبعودها را در آن لحظه فراموش مى کنند.

* * *

نکته ها:

1 ـ استدلال بر اصل وجود و یگانگى خدا

استدلالى که در دو آیه فوق دیده مى شود همان استدلال به توحید فطرى است که در دو بحث مى توان از آن استفاده کرد:

یکى در اصل اثبات وجود خدا.

و دیگرى در اثبات یگانگى او، لذا در روایات اسلامى، و همچنین در سخنان دانشمندان، هم در برابر منکران خدا و هم در برابر مشرکان با آن استدلال شده است.

* * *

2 ـ مگر مشرکان قیامت را قبول داشتند؟

قابل توجه این که: در استدلال بالا سخن از قیام ساعة (روز رستاخیز) به میان آمده، در حالى که ممکن است گفته شود، آنها چنان روزى را اصلاً قبول نداشتند، بنابراین چگونه ممکن است در برابر آنها چنین استدلالى شود؟

ولى باید توجه داشت:

اوّلاًـ همه آنها منکر قیامت نبودند، بلکه جمعى از آنها به نوعى از رستاخیز اعتقاد داشتند.

ثانیاً ـ ممکن است منظور از «ساعة» همان ساعت مرگ یا ساعت حوادث وحشتناکى باشد که انسان را در آستانه مرگ قرار مى دهد.

ثالثاً ـ ممکن است این تعبیر، کنایه از حوادث هولناک بوده باشد; زیرا آیات قرآن مکرّر مى گوید: شروع رستاخیز با یک سلسله حوادث فوق العاده هولناک همراه است: زلزله ها، طوفان ها، صاعقه ها و مانند آن در آن هنگام به وقوع مى پیوندند.

* * *

3 ـ آیا حوادث رستاخیز قابل تغییر است؟

با این که مى دانیم: روز رستاخیز و حوادث قبل از آن از مسائل حتمى است و به هیچ وجه قابل تغییر نیست، چگونه در آیه فوق مى گوید: اگر خدا بخواهد آن را برطرف خواهد ساخت؟

آیا فقط منظور بیان قدرت پروردگار است؟ و یا معنى دیگرى منظور بوده است؟

در پاسخ این سؤال باید گفت: منظور این نیست که خداوند اصل قیام ساعت و روز رستاخیز را با دعا از بین ببرد، بلکه منظور این است مشرکان ـ و حتى غیر مشرکان ـ هنگامى که در آستانه قیامت قرار گیرند از حوادث و مشکلات آن و کیفرهاى سختى که در پیش دارند، وحشت مى کنند و از خدا مى خواهند این وضع را بر آنان آسان گرداند و آنها را از خطرات برهاند.

در حقیقت دعا براى نجات خویش از حوادث دردناک است، نه دعا براى از بین رفتن رستاخیز.

* * *


1 ـ به طورى که علماى ادب عربى، تصریح کرده اند «ک» در «أَ رَأَیْتُکَ» و «کُم» در «أَ رَأَیْتَکُمْ» نه اسم است و نه ضمیر، بلکه حرف خطاب است که در حقیقت براى تأکید مى آید، و در این گونه موارد، فعل همیشه به صورت مفرد ذکر مى شود، و مفرد و تثنیه بودن آن به وسیله تغییرات در همین حرف خطاب ظاهر مى شود.

لذا در «أَ رَأَیْتَکُمْ» با این که مخاطب جمع است فعل «رَأَیْتَ»، مفرد آورده شده، و جمع بودن آن به وسیله «کُمْ» که حرف خطاب است مشخص گردیده.

جمعى معتقدند: این جمله روى هم رفته از نظر معنى مساوى با جمله «أَخْبِرْنِى» یا «أَخْبِرُونِى» است.

ولى حق این است که: جمله معنى استفهامى خود را کاملاً حفظ مى کند و «أَخْبِرُونِى» لازمه معنى آن است نه خود معنى آن (دقت کنید).