الأنعام
فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ ۖ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ 5
انسان هاى لجوج
گفتیم در سوره «انعام» روى سخن، بیشتر با مشرکان است، و قرآن به انواع وسائل براى بیدارى و آگاهى آنها متوسل مى شود، این آیه، و آیات فراوانى که بعد از آن مى آید، در تعقیب همین موضوع است.
در این آیه، به روح لجاجت و بى اعتنائى و تکبر مشرکان در برابر حق و نشانه هاى خدا اشاره کرده، مى فرماید: «آنها چنان لجوج و بى اعتنا هستند که هر نشانه اى از نشانه هاى پروردگار را مى بینند، فوراً از آن روى برمى گردانند» (وَ ما تَأْتیهِمْ مِنْ آیَة مِنْ آیاتِ رَبِّهِمْ إِلاّ کانُوا عَنْها مُعْرِضینَ).(1)
یعنى ابتدائى ترین شرط هدایت و راهیابى، که تحقیق و جستجوگرى است در آنها وجود ندارد، نه تنها شور و عشق یافتن حق در وجود آنان نیست که همانند تشنگانى که به دنبال آب مى دوند، در جستجوى حق باشند، که اگر چشمه آبى زلال بر در خانه آنها بجوشد صورت از آن برگردانده و اصلاً به آن نگاه نمى کنند، حتى اگر این آیات از طرف پروردگار آنها باشد (ربّهم) و به منظور تربیت و و تکامل خود آنها نازل گردد!
این روحیه منحصر به دوران جاهلیت و مشرکان عرب نبوده، الآن هم بسیارى را مى بینیم که در یک عمر شصت ساله، حتى، زحمت یک ساعت تحقیق و جستجو درباره خدا و مذهب به خود نمى دهند.
سهل است اگر کتاب و نوشته اى در این زمینه به دست آنها بیفتد به آن نگاه نمى کنند، و اگر کسى با آنها در این باره سخن گوید، گوش فرا نمى دهند.
اینها جاهلان لجوج و بى خبرى هستند که ممکن است گاهى در کسوت دانشمند ظاهر شوند!
* * *
سپس به نتیجه این عمل آنها اشاره کرده، مى فرماید: «نتیجه این شد که: آنها حق را به هنگامى که به سراغشان آمد تکذیب کردند» (فَقَدْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّا جاءَهُمْ).
در حالى که اگر در آیات و نشانه هاى پروردگار دقت مى نمودند، حق را به خوبى مى دیدند و مى شناختند و باور مى کردند.
«و نتیجه این تکذیب را به زودى دریافت خواهند داشت، و خبر آنچه را به باد تمسخر گرفتند به آنها مى رسد» (فَسَوْفَ یَأْتیهِمْ أَنْباءُ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ).
در دو آیه فوق، در حقیقت اشاره به سه مرحله از کفر شده که، مرحله به مرحله تشدید مى گردد:
نخست مرحله اعراض و روى گردانیدن.
پس از آن مرحله تکذیب.
و بعداً مرحله استهزاء و مسخره کردن حقایق و آیات خدا.
این امر، نشان مى دهد: انسان در طریق کفر در یک مرحله متوقف نمى شود بلکه، هر چه پیش مى رود بر شدت انکار، عداوت و دشمنى با حق و بیگانگى از خدا مى افزاید.
منظور از تهدید، که در آخر آیه ذکر شده، این است که: در آینده دور، یا نزدیک، عواقب شوم بى ایمانى دامن آنها را در دنیا و آخرت خواهد گرفت، آیات بعد نیز شاهد این تفسیر است.
* * *
1 ـ باید توجه داشت «آیة» نکره است، و در سیاق نفى آمده، بنابراین عمومیت دارد، یعنى آنها در برابر هیچ آیه و نشانه اى تمکین نمى کنند و حاضر به مطالعه اى نیستند.